اشراق و شهود از نگاه افلاطون

نویسندگان

1 استادیار گروه فلسفه دانشگاه تبریز، تبریز، ایران.

2 دانشجوی دکتری فلسفه دانشگاه تبریز، تبریز، ایران.

doi
چکیده

وجود معرفت شهودی و معنای آن همواره محل نزاع در بین مفسّران افلاطون بوده است؛ برخی اصلاً قائل به چنین شناختی نزد افلاطون نبوده و عده‌ای که آن را پذیرفته‌اند، در عقلانی یا عرفانی بودن آن اختلاف‌نظر دارند. این نوشته می‌کوشد تا نشان دهد، معرفت از نگاه افلاطون به استدلال عقلی منحصر نبوده و فراتر از آن، متضمن نوعی رؤیت عقلی نیز هست؛ زیرا نزد افلاطون از یک سو، درک عقلی امور به معنای درک ویژگی‌های مشترک اشیا است که در قالب قضایا و احکام ارائه می‌گردد. از سوی دیگر، اگر تبیین همه چیز به صورت تبیین عقلی و معلّل ساختن آنها به مثل و تبیین خود مثل در تعلیل آنها به علت فاعلی و غائی خیر است، دیگر چنین تعلیلی در خصوص خود مثال خیر مطرح نخواهد بود؛ زیرا او خیر و زیبائی بالذات است؛ لذا معرفت وی بدین اعتبار فراتر از درک عقلی در قالب احکام کلی و مفهومی خواهد بود؛ شناختی بی‌واسطه از نوع رویاروئی و رؤیت که در قالب قضایا درنمی‌آید. این شهود، هرچند معرفتی است ناگهانی و کوتاه؛ اما به‌زعم افلاطون ثابت و راسخ است و بر سیری دیالکتیکی تکیه دارد. درباره‌ی متعلَّق آن نمی‌توان چیزی گفت و نگاشت؛ بلکه فقط می‌توان با وجودِ راهنما، ازطریق اشراق مستقیم، آن را تجربه کرد؛ خاص فیلسوف است، نه هر فردی؛ زیرا فقط فیلسوف است که توانسته است نفس خود را سراسر مطیع عقل- یعنی همان پاره‌ی الهی روح و خویشاوند مثل- گرداند و در نتیجه استحقاق چنین تجربه‌ای را پیدا کند.