بررسی تطبیقی پارادایم در نگاره های هفت اورنگ فریر و شاهنامه شاه تهماسبی و تحلیل آن براساس نظریه بازتاب

نویسندگان

1 استادیار گروه صنایع دستی، دانشکده صنایع دستی، دانشگاه هنر اصفهان،اصفهان، ایران

doi
10.22034/daraygah.2021.132637
چکیده

مکتب مشهد به عنوان دوره گذار نگارگری ایرانی از شیوه کلاسیک به شیوه جدید که آخرین شاهکار کتاب آرایی ایرانی متناسب با معیارهای سلطنتی یعنی هفت اورنگ در آن به وجود آمد از اهمیت والایی برخوردار است. در نگاره های هفت اورنگ تغییرات متهورانه ای نسبت به شاهنامه شاه تهماسبی اتفاق افتاد که یکی از این موارد به نحوه عملکرد قاب های به کاررفته در نگاره های آن مرتبط می باشد. موضوع مورد پژوهش، بررسی تفاوت ها در نحوه عملکرد قاب در نگاره های هفت اورنگ با شاهنامه شاه تهماسبی و نیز علل جامعه شناختی تفاوت پارادایم قاب در این دو اثر است. هدف از این پژوهش به روش توصیفی-تحلیلی، بررسی تطبیقی پارادایم قاب در این دو اثر و تحلیل جامعه شناختی این تغییر براساس نظریه بازتاب است. نتایج حاصل نشان می دهد در نگاره های هفت اورنگ به نسبت شاهنامه شاه تهماسبی، قاب های بیرونی بیشتر شکسته شده، قاب های درونی پراکنده تر قرار گرفته، تناسبات و سازمان دهی ترکیب بندی تغییر و الگوی درون و برون نیز متحول شده است. براساس نظریه بازتاب، تغییرات شکل گرفته در ساختار سیاسی و اجتماعی این دوره، در تغییر پارادایم قاب موثر بوده است، به گونه ای که در شاهنامه شاه تهماسبی از قاب های بیرونی و درونی به شیوه ای محافظه کارانه و محتاطانه استفاده گردیده، حال آنکه در هفت اورنگ برای دستیابی به ترکیب بندی های جدید، پارادایم قاب با نوآوری های همراه شده است. در این میان، تاثیر خلاقیت های فردی هنرمندان مکتب مشهد در بروز این تغییرات و نیز عوامل مختلف جامعه شناختی بر هنر این دوره، قابل توجه است.