ارزیابی دیدگاه ونزبرو درباره کارکردهای ساختار «قُلْ» در قرآن
نویسندگان
1 دانشیار گروه علوم قرآن و حدیث، دانشکده علوم انسانی، دانشگاه تربیت مدرس، تهران، ایران
2 دانشآموخته دکترای علوم قرآن و حدیث، دانشگاه تربیت مدرس، تهران، ایران.
3 استاد گروه علوم قرآن و حدیث، دانشکده علوم انسانی، دانشگاه تربیت مدرس، تهران، ایران. رایانامه
doi
10.30512/kq.2024.20674.3760چکیده
هدف: پژوهش حاضر به ارزیابی و نقد دیدگاه جان ونزبرو دربارۀ کارکردهای ساختار «قُلْ» در قرآن میپردازد. بهطور خاص، این مقاله در پی سنجش دقت و اعتبار تحلیل ونزبرو و فرضیۀ او مبنی بر افزونه ویراستی بودن این ساختار در متن قرآن است. روش پژوهش: این پژوهش با روش توصیفی ـ تحلیلی ـ انتقادی انجام شده است. در این راستا، تمامی آیات دربردارندۀ ساختار «قُلْ» استخراج، دستهبندی و از منظر ادبی تحلیل شدهاند تا فرضیات ونزبرو بر اساس شواهد متنی قرآن مورد ارزیابی قرار گیرد.یافتهها: یافتهها نشان میدهد کارکردهای ساختار «قُلْ» بسیار گستردهتر از موارد ذکرشده توسط ونزبرو است و کارکرد اصلی آن، ایجاد فضای گفتوگو و پاسخ به سؤال مقدّر است. علاوه بر این، شواهد متنی متعددی از جمله امکان حذف «قُلْ» بدون اخلال در معنا، تکرار آن و جایگاه راهبردیاش در آیات، فرضیۀ افزونه بودن این ساختار را رد میکند.نتیجهگیری: ساختار «قُلْ» افزونهای ویراستی نیست، بلکه یک ابزار بلاغی و سبکی یکپارچه در قرآن است که کارکردهای متنوعی، بهویژه در ایجاد ساختار گفتوگومحور، ایفا میکند. از این رو، تحلیل ونزبرو در این زمینه ناقص بوده و فرضیۀ او دربارۀ اضافی بودن «قُلْ» با دادههای متنی قرآن سازگاری ندارد.