نسبتسنجی داستان حضرت موسی(ع) و عبد صالح در سورۀ مبارکۀ کهف با تیپقصههای عامیانه
نویسندگان
1 دانشیار، گروه زبان و ادبیات انگلیسی، دانشکده ادبیات و زبانها، دانشگاه اراک، اراک، ایران.
doi
10.30512/kq.2025.21792.3911چکیده
هدف: دوندس ادعا میکند، برخی قصههای قرآنی با قصههای ذکرآمده در سنخشناسی آرنه ـ تامپسون دربارۀ قصههای عامیانه مصادر یکسان دارند و ازاینرو، معتقد است موتیفها و مضامین این قصهها با فهرست جهانی انواع قصهها همخوانی دارد. مقاله حاضر ضمن معرفی قصههای عامیانه و با مروری نقادانه بر آراء برخی صاحبنظران نشان میدهد برخلاف گفتۀ این افراد، داستان حضرت موسی و عبد صالح، اصالت قرآنی دارد و گزارش قرآنی از حیث مضمونی و نه ساختار بیانگری، ممکن است با برخی مصادر همانندی نشان بدهد. روش پژوهش: این مقاله به روش کیفی و تبیینی و با بررسی اسناد کتابخانهای در دسترس از جمله کتاب دوندس و مبانی نظری عامیانهشناسی و به ویژه، منابع اسلامی مرتبط، نسبت میان داستان حضرت موسی و عبد صالح را در سورۀ کهف با تیپقصههای عامیانه تحلیل و تبیین میکند. یافتهها: مقاله نشان میدهد گزارش قرآن از این داستان از حیث بیانگری و روایتگری با دیگر رونوشتهای داستان فرق دارد. محققان پیشین به این نکته توجه نکردهاند که این داستان علاوه بر ویژگیهای خاص خود، با سیاق کلی سوره (توجه به معاد و رستاخیز و پاداش و عقاب اخروی و حسابرسی و انذار و تبشیر و دلداری به پیامبر برای تحمل مشکلات)، پیوند انداموار و منسجم دارد. نتیجهگیری: ممکن است برخی مضمونهای این داستان در دیگر منابع و قصههای عامیانه آمده باشد، ولی نحوهای که قرآن این داستان را در سیاق کلی سورۀ کهف گزارش میکند، اصیل و خصیصهنماست که در دیگر مصادر دیده نمیشود.