بررسی نگرش تفسیری محمد شحرور به رابطه دین و قدرت

نویسندگان

1 استاد گروه علوم قرآن و حدیث، دانشگاه علوم اسلامی رضوی، مشهد، ایران.

2 دانشجوی دکتری علوم قرآن و حدیث، دانشگاه علوم اسلامی رضوی، مشهد، ایران.

doi
10.30512/kq.2025.21027.3808
چکیده

هدف: محمد شحرور، نواندیش سوری اهل‌سنت در کتاب «الدین و السلطة: قراءة معاصرة للحاکمیة» با استناد به آیات قرآن، معتقد به کفایت فطرت و ادراک عقلایی برای ساخت جامعه متمدن بشری است و باتوجه ‌به مفاهیم واژگان «اطاعت»، «اکراه»، «منع» و ویژگی «خلیفةاللهیِ» انسان، پیوند دین و قدرت را رد می‌کند. مطالعه پیشِ‌رو، در پی پاسخ به این پرسش است که استنتاج‌های شحرور از آیات قرآن کریم جهت اثبات نظریه‌اش در کتاب مذکور چگونه صورت گرفته است؟ روش پژوهش: در نوشتار حاضر به روش توصیفی تحلیلی، رویکرد محمد شحرور به فهم و تفسیر قرآن و دیدگاه تفسیری وی در کتاب یاد شده پیرامون رابطه دین و قدرت تبیین و مستندات قرآنی او با بهره‌گیری از آیات قرآن و سیاق آن‌ها، اقوال لغویان، آراء مفسران و نظرات اندیشمندان دینی مورد تحلیل و ارزیابی قرار می‌گیرد. یافته‌ها: با توجه به بررسی‌ها نظر شحرور مبنی بر اینکه قهر و غلبه از ویژگی‌های قدرت  است وخلیفه را جانشین و نماینده دانسته مورد تأیید است. لکن قدرتِ بر حق هنگامی محقق می‌شود که فرمان‌بران، حاکم را شایسته حاکمیّت دانسته و از او حمایت کنند و  بر اساس ویژگیِ مسئولیت و تقیّدِ نهفته در مقام خلیفة اللهی، عمل بر طبق سلیقه شخصی یا اجتهادی که ربطی به رهنمودهای الهی ندارد، در حکومت مبتنی بر مقام خلافت اللهی جایز نیست. همچنین اگر چه برخی آیات قرآن دلالت دارد بر اینکه فطرت در آغاز بنیادی برای اتفاق مردم بوده است؛ اما سایر آیات نشان می‌دهند که فطرتِ تنها در مقام عمل نتوانسته بنیانی محکم برای ساخت جامعه مدنی متمدن و پایدار فراهم نماید و با توجه به سایر آموزه‌های قرآنی نقش هدایتگری دین در مدیریت فطرت آشکار می‌گردد. آیه 146 سوره اعراف نیز که مورد استناد شحرور قرار گرفته از اختلالی که ممکن است در ادراک عقلایی بشر رخ دهد، سخن می‌گوید؛ لذا نه تنها نمی‌تواند مستمسک مناسبی جهت اثبات کفایت ادراک عقلایی برای ساخت جامعه متمدن بشری باشد؛ بلکه دلیلی بر عدم کارایی همیشگیِ قوه تشخیص عقل بشری است. نتیجه‌گیری: گرچه تلاش شحرور در بررسی لغوی و فراهم‌آوردن مقدمات استنتاج قابل‌انکار نیست؛ اما نتیجه‌گیری‌ها به دلیل حذف عنصر دین و عدم جامع‌نگری، حداقلی و دارای نقصان است؛ زیرا فطرت نیاز به نقش هدایتگری دین دارد و برخلاف نظر شحرور، سلطه تنها سنگ‌بنای دولت نیست و قدرتِ برحق دارای مؤلفه اقتدار است. جایگاه «خلیفةاللهی» نیز الزاماتی از جمله تقیّد به مرکزیت خلافت یعنی «الله» دارد.