خوانشی نو از روایتگری گسسته داستان های قرآنی با تکیه بر تاریخ گذاری

نویسندگان

1 استادیار گروه علوم قرآن و حدیث، دانشکده الهیات و معارف اسلامی، دانشگاه اصفهان، اصفهان، ایران.

doi
10.30512/kq.2024.21565.3913
چکیده

هدف: چرایی پراکندگی داستان‌های طولانی پیامبران در سوره‌های مختلف از یک سو و اشاره‌های کوتاه و پراکنده به داستان‌های مختلف در بسیاری از سوره‌ها از سوی دیگر، همواره برای مخاطبان قرآن پرسش برانگیز است؛ زیرا اگرچه مخاطبان پیامبر، پیش از نزول وحی از طریق ارتباط با اهل کتاب و زندگی در عربستان که زیستگاه برخی از پیامبران الهی بوده، با داستان‌های مطرح در قرآن آشنا بودند و خداوند به منظور عبرت‌آموزی به قطعات داستانی مختلف اشاره نموده و قصه‌های نوین و بی‌سابقه‌ای مطرح نکرده است؛ ولی همچنان نقل پیوستۀ یک داستان شبیه آنچه در سورۀ یوسف نقل شده، برای مخاطبان ـ اعم از آنکه از آن داستان مطلع باشند یا نباشند‌ ‌ـ جذاب‌تر و روان‌تر است.روش پژوهش: این پژوهش بر آن است تا با کاربست روش تاریخ‌گذاری، به پاسخ‌هایی نوین دربارۀ حکمت گسستگی‌های داستان‌های قرآنی دست یابد. ازاین‌رو، با دو الگوی متفاوت، داستان‌هایی که یکی پر تکرار و طولانی است و دومی داستان‌هایی کوتاه و اشاره‌ای که به صورت پیوسته در یک سوره نقل شده و هر کدام به فراز کوتاهی از زندگی یک پیامبر اشاره کرده، با روش تاریخ‌گذاری مورد بررسی قرار می‌گیرد. هدف از این بررسی کشف رابطۀ احتمالیِ متقابل تاریخ‌گذاری و قصه‌های قرآنی است.یافته‌ها: با توجه به اینکه براساس گزارش منابع اسلامی و پیشااسلامی آشنایی مردمان حجاز با داستان‌های قرآنی قبل از نزول قرآن حتمی است، هدف از نزول هر فقره داستان، کمک به هدف هر سوره است. هدف هر سوره نیز متناسب با اقتضائات زمان نزول آن سوره (که پیامبر در کدام مرحله از دعوت خویش بوده است)، تعیین می‌شود.نتیجه‌گیری: با توجه به اینکه داستان‌های قرآنی با توجه به تاریخ نزول هر سوره نازل شده و با کشف تاریخ‌گذاری یک سوره می‌توان به هدف از نزول داستان‌های آن سوره دست یافت؛ می‌توان با برقراری یک رابطۀ متقابل، در سوره‌هایی که تاریخ نزول آنها مبهم است، از وجه مشترک داستان‌های آن سوره، در صورت وجود، به عنوان یک قرینه برای تاریخ‌گذاری سوره استفاده کرد.