بازنمایی «علاقه سببیت» مجاز عقلی در گفتمان قرآنی با رویکرد «توانش ارتباطی» هایمز
نویسندگان
1 استادیار گروه زبان و ادبیات عربی، دانشگاه علوم و معارف قرآن کریم، دانشکده علوم قرآنی، آمل، ایران
2 دانشجوی دکتری، گروه علوم قرآن و حدیث، دانشکده علوم انسانی، دانشگاه آزاد اسلامی واحد ساری، ساری، ایران.
doi
10.30512/kq.2025.21711.3899چکیده
هدف: زبان از نگرگاه «توانشارتباطیِ» هایمز، ابزار مؤثر جامعهشناختی است که ساختهای درونمتنی، مؤلفههای اصلی آن را شکل میدهد؛ در چنین خوانشی، کنش گفتمانی در مرکز ثقل کارکردهای توانش ارتباطی قرار میگیرد. در گستره قرآنکریم، گونههای زمانی، مکانی، سببی و اشتقاقیِ «مجاز عقلی» در ردیف ساختهای زبانی پربسامد بوده که در زایش کارکردهای زبانی نقش مهمی دارند. در این میان، علاقه «سببیت» با حدود 60 آیه با رویکرد حقیقتانگاری، نقش یک رفتارِ گفتمانی را برعهده دارد. با توجه به وظیفهمندی زبان در بافت فرهنگی-اجتماعی و در پی آن نقد رویکرد ظاهرگرایانه، تفسیر ساختارمند از گونه سببیِ «مجاز عقلی» ضروری بهنظر میرسد.روش پژوهش: پژوهش حاضر بر آن است با روش توصیفی-تحلیلی و کاربست نظریه «توانشارتباطی» در علاقه سببیت، به این سؤال پاسخ گوید که این کنش زبانی به چه بسامدی از کارکردهای توانش ارتباطی و غنای فکری در تفسیرمیپردازد.یافتهها: علاقه سببیت ساختار ادبیِ روشمند با کارکردهای «هشداردهی»، «فرازبانی»، «ترغیبی» و «برجستهسازی رفتاری» و... بوده که به اصالت واژگان قرآنی در ارائه مفاهیم عمیق اشاره دارد. مطالعه موردی گونه «علّی-معلولی» در مجاز عقلی، از مفهومسازی آموزههای ارزشی، به تناسب بافت فرهنگی-اجتماعی مخاطبان سخن گفته وبا پیشبینی متغیرهای گوناگونِ حیات بشری، قابلیت تطبیق با زمانه را داراست. نتیجهگیری: کاربست «مجازعقلی» با رابطه سببیت در قرآن کریم، مفاهیمی مانند تکامل معرفتی مؤمنان حقیقی، برجستهسازی صفت بازدارندگی نماز، تجلی اراده الهی در جمادات، ضرورت قطعی شیطانگریزی انسان و... را به ترتیب با کارکردهای زبانیِ «ترغیبی»، «برجستهسازی عمل»، «فرازبانی» و «هشداردهی» کدگشایی نموده است؛ چنین خوانشی در کنشهای زبانی، نشانگر کمال گفتمان قرآنی در راستای توانش ارتباطی و هدایتی است که به تناسب بافت زبانی و موقعیتی متن نیز اشاره دارد.