ساختارشناسی سفال‌های هزارۀ اول پیش‌ازمیلاد پیلاقلعۀ رودبار براساس نتایج پتروگرافی

نویسندگان

1 استادیار گروه تاریخ و باستان‌شناسی، دانشکدۀ ادبیات و علوم انسانی، واحد تهران مرکزی، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران.

2 کارشناس‌ارشد باستان‌شناسی، گروه باستان‌شناسی، دانشکدۀ ادبیات، علوم انسانی و اجتماعی، واحد علوم و تحقیقات، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران

doi
10.22084/nb.2022.25188.2410
چکیده

استان گیلان ازنظر مطالعات باستان‌‌شناسی، به‌عنوان یکی از مناطق مهم و تأثیرگذار در هزارۀ اول پیش‌ازمیلاد در فلات ایران محسوب می‌شود. یکی از محوطه‌های شاخص این حوزۀ فرهنگی، پیلاقلعه (پیله‌قلعه) در شهرستان رودبار و شمال‌شرقی روستای نصفی است که پیشینۀ مطالعات باستان‌شناسی آن به کاوش‌های «عزت‌الله نگهبان» در سال‌های 41-1340ه‍.ش. برمی‌گردد. در جریان کاوش این تپه که به‌عنوان یکی از تپه‌های اقماری مارلیک در هزارۀ اول پیش‌ازمیلاد معرفی شده است، 17 لایۀ استقراری با آثاری از هزارۀ دوم تا هزارۀ اول پیش‌ازمیلاد هم‌زمان با استقرار در تپه مارلیک و دوره‌ای جدیدتر از آن و دوره‌های ساسانی و اسلامی تا سدۀ 5 ه‍.ق. شناسایی شد. باوجود این‌که در پژوهش‌های پیشین به مطالعات گونه‌شناختی سفال‌های هزارۀ اول پیش‌ازمیلاد پیلاقلعه پرداخته شده است، اما تاکنون هیچ‌گونه مطالعۀ آزمایشگاهی پتروگرافی درخصوص شیوۀ ساخت و ساختار کانی‌شناسی سفال‌های هزارۀ اول پیش‌ازمیلاد این منطقه انجام نگرفته است. در این پژوهش پرسش مهم این‌ است که ساختارشناسی و بافت سفال‌های هزارۀ اول پیش‌ازمیلاد پیلاقلعه براساس نتایج مطالعۀ پتروگرافی چگونه است و چه‌قدر ساختار کانی‌شناسی آن‌ها تغییرات داشته‌اند؟ این پژوهش با روش آزمایشگاهی، به مطالعۀ نتایج پتروگرافیِ تعداد 9 قطعه سفال مربوط به هزارۀ اول پیش‌ازمیلاد در محوطۀ پیلاقلعه اختصاص دارد، با این هدف که شیوۀ ساخت و اجزای کانی‌شناسانۀ این سفال‌ها چگونه است. نتایج پتروگرافی این 9 قطعه نشان‌داد که به جز یک مورد، تمامی سفال‌ها ترکیباتی غیرکربناتی (خاک رس) داشته و از سنگ‌های آذرین و کانی‌های وابسته بدان به‌عنوان آمیزۀ استفاده کرده‌اند. ازنظر فابریک یا بافت نیز دو بافت سیلتی یا ریزدانه و بافت پرفیری یا درشت بلور در سفال‌ها دیده می‌شوند. استفاده زیاد از سنگ‌های آذرین برای آمیزۀ سفال، این فرض احتمالی را مطرح می‌کند که این نوع سنگ‌ها به سهولت در دسترس قرار داشته و سفالگر با خواص سنگ‌های آذرین مانند استحکام آن‌ها آشنا بوده‌اند. در موضوع پخت سفال‌ها نیز دمای نزدیک به 800 درجۀ سانتی‌گراد مدنظر بوده است و فقط نمونه‌های فاقد کلسیت دمای پختِ کمی بالاتر از 800 درجۀ سانتی‌گراد داشته‌اند.