تحلیل معناشناختی سوره الکافرون بر اساس نظریه نقشگرای هالیدی و تطبیق آن با برخی آرای تفسیری
نویسندگان
1 استادیار گروه الهیات، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه رازی، کرمانشاه، ایران.
2 دانشجوی دکتری، گروه علوم قرآن و حدیث، دانشکده الهیات و معارف اسلامی، دانشگاه تهران، تهران، ایران.
doi
10.30512/kq.2024.20793.3773چکیده
هدف: نظریههای زبانشناختی نوین، مانند نظریه نقشگرای هالیدی، با ارائه نظاممند معنا در قالب واژگان و متن، نقش مهمی در توسعه روشهای تفسیر قرآن در دوران معاصر دارند. هالیدی در نظریه خود، معناهای زبان را به سه دسته اندیشگانی (تجربی)، بینافردی و متنی تقسیم میکند. این پژوهش با بهکارگیری این نظریه، سوره الکافرون را تحلیل کرده و یافتهها را با آرای تفسیری مفسرانی مانند فخررازی و علامه طباطبایی مقایسه نموده و این هدف را دنبال کرده است که نظریه هالیدی پیشتر از سوی مفسران مسلمان مورد توجه قرار گرفته است. روش پژوهش: این پژوهش با روش تحلیلیـ مقایسهای انجام گرفته است. بدین صورت که ابتدا با انتخاب سوره الکافرون به صورت تصادفی و با روش تحلیل محتوا، مؤلفههای نظریه هالیدی بر این سوره تطبیق داده شد و سپس، نتایج با دیدگاههای مفسران مسلمان و تفسیر سنتی قرآن مقایسه گردید. یافتهها: پنج محور ذیل یافتههای پژوهشی نوشتار حاضر است: ۱. فرانقش اندیشگانی: سوره الکافرون از فرایندهای مادی، رابطهای و کلامی استفاده کرده که نشان از تأکید بر توحید و مبارزه پیامبر اکرم(ص) با شرک است. فخررازی نیز با اشاره به نام دیگر سوره(الاخلاص)، بر این موضوع تأکید دارد. ۲. فرانقش بینافردی: کاربرد فعل امر در ابتدای سوره، بیانگر آمادگی پیامبر اکرم(ص) برای رویارویی با کافران است، و فعل ماضی قطعیت این موضع را نشان میدهد. علامه طباطبایی نیز با استناد به آیات ابتدایی سوره، بر جدایی دین پیامبر و کافران تأکید کرده است. ۳. فرانقش متنی: استفاده از مبتدای نشاندار در سوره، هدف اصلی آن، یعنی نفی شرک و تأکید بر یگانگی خداوند را تقویت میکند. ۴. ساختار اطلاعی: چینش اطلاعات در این سوره، بر عدم پذیرش معبود یکدیگر توسط پیامبر اکرم(ص) و مشرکان دلالت دارد. ۵. انسجام متنی: ارجاعهای درونمتنی و تضاد معنوی بین معبود پیامبر و مشرکان، انسجام بالای سوره را نشان میدهد. نتیجهگیری: مقایسه نتایج این تحلیل با آرای مفسران نشان میدهد که برخی از آنان، مانند فخررازی و علامه طباطبایی، پیش از شکلگیری نظریههای زبانشناسی نوین، به اصول مشابهی در تفسیر قرآن اشاره کردهاند. با این حال، برخی چهارچوبهای هالیدی، مانند تعامل دوطرفه گفتاری، با ویژگیهای قرآن (مانند یکطرفه بودن وحی) ناسازگار است. بنابراین، بهجای انطباق کامل نظریههای زبانشناسی بر قرآن، باید اعتبار این نظریهها را در مواجهه با قرآن سنجید.