همارزی تکامل نهاد اخلاق در فرد و نوع با رجوع به اندیشة فروید
نویسندگان
1 استادیار دانشگاه علامه طباطبایی
2 کارشناسی ارشد دانشگاه علامه طباطبایی
doi
چکیده
تبیین فروید از نهاد اخلاق و نسبت آن با روان آدمی در دو پروژه جداگانه صورت میپذیرد. در پروژه نخست استقرار احساس اخلاقی در روان فرد توضیح داده میشود و در دیگری توضیحی برای چند و چون پیدایش و استمرار نهاد اخلاق در نوع آدمی ارائه میگردد. تلاش این مقاله بر آن است که به ربط و پیوند این دو پروژه بپردازد. نخست تقریری از این دو پروژه ارائه میگردد به گونهای که امکان مقایسه و سنجش نسبت آن دو را فراهم کند. مدعای اصلی این مقاله که همانا رای مختار فروید است به همارزی این دو پروژه تعلق میگیرد، بدین معنا که میتوان میان مفاهیم بنیادی و سازوکار کلی نهاد اخلاق در این دو پروژه تناظری یک به یک برقرار کرد. جایگاه این اصل در اندیشه فروید، خود محل بحث است. اینکه آیا این اصل نتیجه گفتار اوست و فروید در دفاع از آن ادلهای جداگانه ارائه میکند یا آنکه آن را همچون اصلی موضوعه به خدمت میگیرد. در ادامه توضیح داده میشود که همارزی این دو پروژه را میتوان به همارزی دو مفهوم مرکزی آنها تحویل کرد؛ مفاهیم حکم اخلاقی، در معنای ارسطویی-کانتی آن، و مفهوم تابو، به معنایی که نزد مردمشناسان به کار رفته است. در پایان نیز وجوه اشتراک و تمایز این دو مفهوم به بحث گذاشته میشود و از این رهگذر ملاحظاتی نقادانه در خصوص رهیافت فروید به نهاد اخلاق ارائه میگردد.