نقش ادراک در عینیت اعیان از منظر فلسفه هوسرل

نویسندگان

1 استادیار گروه فلسفه دانشگاه شهید بهشتی

2 دانشجوی دکتری فلسفه جدید و معاصر دانشگاه شهید بهشتی

doi
چکیده

مسأله عینیت یکی از بحث­های اساسی و دشوار در فلسفه جدید و معاصر است. در این مقاله سعی­مان بر این خواهد بود که این مسأله را از منظر پدیدارشناسی استعلایی هوسرل و مفاهیم جدیدی که عرضه می­کند مطرح کنیم. از آنجا که ادراک به ویژه ادراک حسی از لحاظ قصدیت و عمل قصدی منطوی در آن به عنوان پایین­ترین لایه مراتب عینیت می­تواند در راهیابی به عینیت سایر اعیان چه واقعی و چه غیر واقعی (اید­ه­آل) به عنوان مبنا عمل کند مورد توجه ما در نوشته حاضر بوده است. در این راستا عینیت خود ادراک حسی و نقش آن در هدایت ذهن به سوی اعیان ماهوی و مثالی و برعکس نقش اعیان اخیر و سهم آنها در عینیت خود ادراک مورد بحث قرار خواهد گرفت. با توجه به اینکه مقوله عینیت و مقوله بداهت در فلسفه هوسرل کاملا متضایفند و معنای بداهت در این فلسفه به شیوه­ای خاص و به عنوان امری خود-داده از همان ابتدا خود را در پایین­ترین سطوح یعنی در سطح اعیان ادراک حسی نشان می­دهد و بداهت و عینیت ادراک حسی از این منظر مطرح می­گردد، نظرگاه انتقادی پدیدارشناسی هوسرل شالوده استوار و جدیدی را برای عینیت معرفی می­کند مشروط بر اینکه این نظرگاه با تمام وسعت و جامعی­ اش به طور صحیح در نظر گرفته شود.