نقد و بررسی استنادات قرآنی در زمینه چهره شناسی
نویسندگان
1 استادیار گروه علوم قرآن و حدیث، دانشکده علوم و تحقیقات اسلامی، دانشگاه بینالمللی امام خمینی، قزوین، ایران.
2 استادیار گروه علوم قرآن و حدیث، دانشکده علوم و تحقیقات اسلامی، دانشگاه بینالمللی امام خمینی، قزوین، ایران.
doi
10.30512/kq.2024.20979.3797چکیده
هدف: کشف سیرت از صورت و رهیابی از برون به درون آدمی، راهکاری ساده و در عین حال، پیچیده برای شناخت انسان است. چهرهشناسان برای اثبات کارآمدی این روش در شناخت انسان، به آیاتی از قرآن کریم استناد میکنند که بررسی این استنادها تا کنون مورد مداقه قرآنپژوهان قرار نگرفته است. پژوهش حاضر ضمن ارزیابی مبانی و مستندات چهرهشناسان، در صدد پیجویی موضع قرآن در این رابطه است.روش پژوهش: پژوهش پیشرو، با روشی توصیفیـتحلیلی به واکاوی استنادهای قرآنی در زمینه چهرهشناسی پرداخته است تا ضمن بررسی صحت یا عدم صحت ادعاهای مطرحشده، دیدگاه تفصیلی قرآن کریم پیرامون امکان یا عدم امکان این نوع شناخت را که از دیرباز تلفیقی از خرافه و واقعیت و افراط و تفریط بوده است، بنمایاند.یافتهها: بر اساس یافتههای این پژوهش، مبانی چهرهشناسی، مخالفتی با آیات قرآن ندارد. البته، همسویی قرآن با این مبانی، به معنای پذیرش تمامی گزارههای مطرح در چهرهشناسی نیست. مستندات قرآنی چهرهشناسان، از سویی غیرجامع بوده و ناظر به تمامی آیات مرتبط نیست و از سوی دیگر، کلی و بدون توضیح در مورد چگونگی ارتباط این آیات با چهرهشناسی است.نتیجهگیری: آیات مرتبط با چهره، حاکی از تأثیر تغییر رفتار انسانها بر چهره بوده و مؤید انگارههای موجود در چهرهشناسی مبنی بر تأثیر ویژگیهای جبلّی در رفتار فرد نیست. به عبارت دیگر، اخلاق و رفتار انسان تابع ظاهر خداداد او نیست، بلکه گاهی آثار اخلاق و رفتار او در چهره، قابل ردیابی است. به دلیل تفاوتهای موجود میان چهرهشناسی قرآن و چهرهشناسی متداول، نمیتوان با استناد به آیات، مؤیدی برای تمامی مباحث مطرح در این زمینه ارائه کرد و با حکمی کلی، به همسویی قرآن با چهرهشناسی رأی داد.ضمن آنکه آیات مورد استناد، دال بر تغییر چهره، بر اساس نوع رفتار و انعکاس تغییر رفتار در چهره است. این در حالی است که در برخی شقوق چهرهشناسی، تغییر چهره بر اساس تغییر رفتار مورد مطالعه نیست و چهره و رفتار ثابتی که از اول با فرد زاده و متولد میشود، مورد بررسی قرار میگیرد.از دیدگاه قرآن، رفتارشناسی از طریق ظاهر، اگرچه متفاوت از روشها و رویکردهای چهرهشناسی است؛ اما به هر حال، ممکن و دارای دو اصل کلیدی است؛ اول، نگرش جامع به همه نشانههای موجود در ظاهر، در کنار تحلیل عقلی و تهذیب نفسانی و دوم، توجه به تشکیکیبودن امکان این نوع شناخت.