تبیین رویکرد میانرشتهای از دیدگاه معرفتشناسی حکمت متعالیه
نویسندگان
1 استادیار دانشگاه تربیت مدرس
2 استادیار دانشگاه تربیت مدرس
3 استاد دانشگاه تهران
4 دانشجوی دکتری فلسفة تعلیم و تربیت، دانشگاه تربیت مدرس
doi
چکیده
رویکرد میانرشتهای یکی از تازهترین رویکردها به دانش است که به همراه ظرفیتهای فراوانی که در بر دارد، مسائلی را نیز به میان آورده است. در حال حاضر یکی از ضرورتهای رویکرد میانرشتهای به دانش، تبیین فلسفی آن است. این مقاله تلاشی در جهت تبیین رویکرد میانرشتهای از دیدگاه معرفتشناسی صدرایی است. معرفتشناسی صدرایی در کُنه خود وحدت گراست و از این رو میتواند مبنایی مناسب برای تبیین رویکرد میانرشتهای به علم قرار گیرد. در این جهت ابتدا به اجمال سیر دیدگاههای وحدتگرا ترسیم گردیده است که در نهایت به رویکرد میانرشتهای به عنوان پاسخ عصر معاصر به مسئلة اتحاد دانش، منتهی میگردد. سپس دیدگاه ملاصدرا در چهار محور ناظر بر منشأ، ضرورت، فرایند و ارزش دانش میانرشتهای مورد بررسی قرار گرفته است. بر اساس محورهای مذکور پنج اصل شامل: ابتناء معرفت بر وحدت تشکیکی وجود، استلزام معرفت به ادراک پیچیدگی هستی، تلازم ادراک جزئی و کلی، کثرت روشی و معرفتی و وحدت فزایندة معرفتی، و کشف مرتبتی حقیقت، به عنوان اصول معرفتشناسی میانرشتهای از دیدگاه معرفتشناختی صدرایی استخراج گردیده است. در پایان به برخی تفاوتهای بنیادین میانرشتهای از دیدگاه صدرا با دیدگاههای رایج اشاره شده است. بر این اساس رویکرد میانرشتهای به دانش از نگاه حکمت متعالیه تفاوتی بنیادین با معرفتشناسیهای عمدتاً مسأله مدار و عمگرایانة رایج کنونی دارد. تأمل در حکمت صدرایی منتج به کسب معرفتی وحدتگرا و اصیل به عالم میشود که با نگاه رایج که بیش از هرچیز حاصل اضطرار و دغدغههای فناورانة انسان امروزین در مواجهه با پیچیدگیهای زیستن است، فاصلة فراوانی دارد.