تقابل من ـ دیگری: معضل اخلاق
نویسندگان
1 استادیار گروه فلسفه دانشگاه زنجان
doi
چکیده
«فهمیدن دیگری» نقطة پارادوکسیکال اخلاق است: بدون آن هیچ اخلاقی ممکن نیست و تحقق آن نیز مستلزم حذف غیریت از دیگری و به رسمیت نشناختن آن است. فلسفة مدرن ما را در چنین موقعیت ناسازی قرار میدهد؛ ناسازهای که در تقابل هوسرل و لویناس به اوج خود میرسد. دنبال کردن اندیشههای این دو، ما را به ریشههای عمیق این ناسازه نزدیک میکند و به تلاش برای یافتن راه برونرفت از این دیالکتیک دردناک وامیدارد. ضمن بررسی این دو دیدگاه، میخواهیم نشان دهیم که پساساختارگرایی، با مرکززدایی از سوژه، نامزد مناسبی برای رهاندن فلسفه از این وضعیت دیالکتیکی خواهد بود. به زبان کانت، که اکنون خود یکی از طرفهای دعوا است، میخواهیم شرط استعلایی اخلاق را بیابیم. در خاتمه پرده از معضل جدیدی برخواهیم داشت که در بطن هر رابطه با دیگری نهفته است؛ معضلی که پساساختارگرایی نیز از آن در امان نیست.