تحلیلی بر مبحث معترضة افلاطون در محاورة ثئای‌تتوس

نویسندگان

1 استادیار دانشگاه تبریز

doi
چکیده

     نوشتة حاضر گزارشی تحلیلی است از مبحث معترضة (the Digression) افلاطون در محاورة ثئای­تتوس. مبحثی که طی آن افلاطون میان شیوه­های زندگی فیلسوف با سخنور به مقایسه می­پردازد. ضمن متن، نخست به این پرسش پرداخته­ایم که چگونه بحث در ماهیت معرفت به مبحث معترضه می­انجامد. ثانیاً، رئوس برجستة خود مبحث معترضه را با ارجاع به بعضی محاورات، بررسی کرده و سرانجام بر اساس بحثهای طرح شده، به نقش مبحث معترضه در متن محاوره نیز نگاهی افکنده­ایم.      مبحث معترضه، افزون بر محتوا، در ظاهر امر نیز با محاورة ثئای­تتوس منافاتی کلّی ندارد. چون افلاطون به صورت طبیعی و نه تصنعی از استدلال ناظر بر داناتر بودن عده­ای نسبت به برخی دیگر است که به مبحث معترضه راه می­یابد. محتوای مبحث نیز با روح تعالیم افلاطونی مغایرتی ندارد. هر چند مبحث معترضه تصریحاً یا تلویحاً به وجود مُثل اشارت دارد اما محاوره با تکیه بر محسوسات جزئی به نتیجة سلبی می­رسد. لیکن با توجه به مبحث معترضه، پیام اصلی محاوره این است که بدون وجود مُثل، تعریف معرفت ناممکن است.