بررسی آرایهشناختی جمعیتهای موش خاردار (Acomys dimidiatus Cretzschmar, 1826)
نویسندگان
1 دانشگاه آزاد اسلامی، واحد علوم و تحقیقات، گروه علوم محیط زیست، تهران، ایران
2 مربی گروه محیط زیست، دانشگاه علوم و فنون دریایی خرمشهر، ایران
3 کارشناس ارشد محیط زیست، دانشکده منابع طبیعی، دانشگاه تهران، ایران
4 کارشناس ارشد اداره حفاظت محیط زیست شهرستان میناب، ایران
5 دانشگاه آزاد اسلامی، واحد علوم و تحقیقات، گروه علوم محیط زیست، تهران، ایران کارشناس ارشد محیط زیست، انجمن طرح سرزمین، تهران، ایران
doi
چکیده
جنس Acomysشامل 14 گونه از جوندگان موش شکل کوچک است که در زیرخانواده Murinae جای دارند. این پژوهش به منظور بررسی تفاوتهای ریختی و ریختسنجی بین جمعیتهای مختلف گونه موش خاردار از لحاظ صفات ظاهری و جمجمهای در مناطق میناب، بوشهر و ذخیرهگاه زیستکره گنو انجام شد. نمونهبرداری از تابستان 1383 تا مرداد 1385 انجام شد و 52 نمونه موش خاردار از مناطق مذکور به دست آمد. نتایج تجزیه واریانس یکطرفه نشان داد از نظر تمامی صفات به جز صفات مربوط به طول دیاستما و طول شکاف کامی قدامی اختلاف معنیداری بین مناطق بوشهر، گنو و میناب وجود دارد. بر اساس نتایج به دست آمده از تحلیل مولفههای اصلی مشخص شد نمونههای به دست آمده از مناطق خائیز و جم (بوشهر) در یک گروه قرار دارد و با محور دوم به طور مستقیم همبستگی داشت که تعلقپذیری نمونههای به دست آمده در این مناطق به دلیل شباهت آنها از نظر پهنای جعبه جمجمه است. نمونههای به دست آمده از منطقه میناب که به طور مستقیم با طول اکسی پیتونازال، طول کندیل و بازال، پهنای زیگوماتیک و قطر سوراخ خارجی شنوایی همبستگی داشت، در یک طبقه تفکیک شد. بخشی از نمونههای به دست آمده از منطقه گنو به نمونههای میناب شباهت داشت اما بخشی دیگر به دلیل همبستگی منفی با متغیرهای طول اکسی پیتونازال، طول کندیل و بازال، پهنای زیگوماتیک و طول فک پایین از سایرین جدا شد. بررسی تغییرات صفات جمجمهای نشاندهنده نقش صفاتی از جمله طول اکسی پیتونازال و طول کندیل و بازال در تفکیک جمعیتها از یکدیگر است. با نگاهی کلی مشخص میشود که این صفات مورفومتریک بررسی شده شاخص خوبی برای تفکیک نمونههای مورد مطالعه به شمار میرود.