بازخوانی دیدگاه مفسران ییرامون گوینده و ضمیر فاعلی آیه ی «ذلِکَ لِیَعْلَمَ أَنِّی لَمْ أَخُنْهُ...»

نویسندگان

1 استادیار گروه معارف اسلامی، دانشگاه شهرکرد، شهرکرد، ایران. رایانامه: Hamid.naderi@sku.ac.ir

doi
10.30512/kq.2023.20196.3688
چکیده

هدف: در آیه 52 سوره یوسف آمده است: «ذلِکَ لِیَعْلَمَ أَنِّی لَمْ أَخُنْهُ بِالْغَیْبِ وَ أَنَّ اللَّهَ لا یَهْدِی کَیْدَ الْخائِنِین» .  بین مفسران در تعیین گوینده این آیه و ضمیر فاعلیِ «لیعلم» اتفاق نظر وجود ندارد. برخی گوینده آیه را یوسف(ع) و مرجع ضمیر فاعلی آن را عزیز مصر معرفی می‌کنند. در مقابل عده‌ای دیگر، گویندۀ آن را همسر عزیز و مرجع ضمیر فاعلی آن را یوسف(ع) یا عزیز مصر می‌دانند. فهم دقیق آیات قرآن کریم ضرورت بررسی این دو دیدگاه را اثبات می‌کند. این پژوهش به تبیین گوینده این آیه و ضمیر فاعلی در فعل «لیعلم» می‌پردازد.روش پژوهش: این پژوهش به روش تحلیلی ـ انتقادی انجام شده است. بررسی دو دیدگاه مورد اشاره بر اساس تفاسیر مختلف و مقالات متعدد نشان می‌دهد هر دوی آنها دچار دو ضعف جدی هستند.یافته‌ها: بررسی شواهد موجود در سوره یوسف چند نکته را به خوبی اثبات می‌کند:الف: هدف از گفتن جمله ﴿ذلِکَ لِیَعْلَمَ أَنِّی لَمْ‌أَخُنْهُ…﴾ نمی‌تواند اطلاع‌رسانی عدم خیانت همسر عزیز یا عدم خیانت یوسف، به عزیز مصر یا پادشاه باشد؛ زیرا اولا: همسر عزیز مصر نسبت به این مطالب کاملاً آگاه بود؛ ثانیاً: با وجود عادی‌بودن روابط نامشروع بین زنان متأهل درباری، آگاه‌سازی عزیز مصر یا پادشاه فایده چندانی نداشت. از طرف دیگر با توجه به تشکیل جلسه بازجویی زنان توسط پادشاه امکان کتمان واقعیت برای همسر عزیز از بین رفت. با توجه به این دو نکته، انتساب آیه مذکور به همسر عزیز امکان ندارد.ب: غالب محققان با توجه به فضای داستان مصداق خیانت در فقره «ذلِکَ لِیَعْلَمَ...» را «خیانت جنسی» دانسته‌اند، اما با توجه به قرائن دیگری «خیانت در امور حکومتی» مصداق آن خیانت است.ج: یوسف(ع) در زمان تعبیر خواب پادشاه در جایی زندانی شده بود که متهمان جرایم حکومتی هم زندانی می‌شدند. ازهمین‌رو، به احتمال زیاد قبل از تشکیل جلسه بازجویی زنان، پادشاه تصویری در حد یک متهم جرایم حکومتی از حضرت یوسف(ع) داشت. بر همین اساس با انتساب آیه مورد بحث به یوسف(ع) و بازگرداندن ضمیر فاعلی به پادشاه اولاً: آن حضرت اطلاعاتی به پادشاه داده که از آنها بی‌خبر بوده است؛ ثانیاً: در این اطلاع‌رسانی، فوایدی از قبیل فراهم‌شدن زمینه برای پذیرش مناصب حکومتی برای یوسف(ع) پدید آمد.نتیجه‌گیری: با استفاده از شواهد مختلف، می‌توان ضمن معرفی یوسف(ع) به عنوان گوینده آیه محل بحث و بازگرداندن ضمیر فاعلی آیه به پادشاه، آیه مورد بحث را به این شکل معنا کرد: «آن [پیشنهاد برای برگزاری جلسه بازجویی زنان] برای این بود که (پادشاه) بداند من به او پنهانی [در امور حکومتی] خیانتی نکرده‌ام [که به‌خاطر آن زندانی شوم؛ بلکه زندانی‌شدن من حاصل یک حیله زنانه بوده است]».