ملاحظاتی در انسانشناسی پراگماتیکی کانت
نویسندگان
1 استادیار گروه فلسفه دانشگاه تبریز
doi
چکیده
کانت با اطلاق صفت «پراگماتیکی» بر انسانشناسی خود، موضع انتقادی خود را نسبت به انسانشناسی سنتی، جغرافیای طبیعی، روانشناسی تجربی، و انسانشناسی فیزیولوژیکی اعلام میدارد. او با این کار، انسان را نه به عنوان ذات، جوهر، شیء، و نفس، بلکه بر اساس سه سطح عمل او(سطح تکنیکی، سطح پراگماتیکی، و سطح اخلاقی) مورد مطالعه قرار میدهد. هدف این مقاله این است که با بررسی ریشه، معنا و مفاد انسانشناسی کانت، به این پرسش پاسخ بدهد که «آیا ارتباطی میان انسانشناسی کانت و فلسفة انتقادی او وجود دارد یا نه؟» به نظر میرسد انسانشناسی کانت، بدون اتکاء به یک اصل غایی، نمیتواند کار خود را پیش ببرد. بنابراین، بررسی مطلب فوق، ما را به این نتیجه میرساند که کانت انسانشناسی و فلسفة انتقادی را از طریق حکم تأملی به هم مرتبط میکند.