نقدِ انگاره مستشرقان پیرامون اقتباس قرآن کریم از عهدین (مطالعه تطبیقی آواییـ معنایی برخی آیات سوره حجّ و کتاب حَجّی)
نویسندگان
1 استادیار گروه آموزش الهیات دانشگاه فرهنگیان، تهران، ایران. رایانامه: m.a.kazemitabar@cfu.ac.ir
2 دانشیار گروه آموزش الهیات دانشگاه فرهنگیان، تهران، ایران. رایانامه: zhosseini@cfu.ac.ir
3 استادیار گروه معارف اسلامی دانشگاه فرهنگیان، تهران، ایران. رایانامه: a.rezadad@cfu.ac.ir
4 استادیار جامعة المصطفی العالمیة. رایانامه: t.khazaei1341@gmail.com
doi
10.30512/kq.2023.19634.3612چکیده
هدف: یکی از شبهات مهم پیرامون حقانیت قرآن کریم، ادعای اقتباس آن از کتب مقدس پیشین، بهویژه عهدین است. این شبهه تلاش دارد اعتبار وحیانی قرآن را زیر سؤال ببرد و آن را متأثر از متون یهودی و مسیحی معرفی کند. قرآن کریم برای رد این ادعا دو استدلال اساسی ارائه میدهد: نخست، تأکید بر زبان عربی مبین که ویژگیهای منحصربهفردی دارد و امکان اقتباس را از نظر ساختاری و محتوایی نفی میکند؛ دوم، دعوت به مطالعه تطبیقی میان متون قرآن و عهدین که تفاوتهای بنیادین آنها را آشکار میسازد. پژوهش حاضر با هدف بررسی این تفاوتها، به مقایسه دو بخش مشابه از قرآن و تورات میپردازد تا امکان اقتباس را از نظر علمی بررسی کند.روش پژوهش: این مطالعه به روش مقایسهای ـ تحلیلی انجام شده و بر اساس مطالعه تطبیقی میان سوره حجّ از قرآن کریم و کتاب حَجّی از تورات صورت گرفته است. این مقایسه در دو سطح آوایی و معنایی انجام شده و ویژگیهای زبانشناختی و مفهومی دو متن مورد بررسی قرار گرفته است.یافتهها: نتایج این پژوهش نشان میدهد که امکان اقتباس قرآن کریم از عهدین به دو دلیل اساسی غیرممکن است. نخست، از نظر وضوح صوتی، زبان عربی دارای ویژگیهای خاصی همچون تنوع حروف، تمایز آوایی و هماهنگی صوتی است که باعث وضوح و رسایی آن میشود، ولی زبان عبری از چنین ویژگیهایی برخوردار نیست و برخی اصوات و ترکیبات آن دارای ابهام یا عدم تمایز کافی است. دوم، از نظر وضوح معنایی، آموزههای قرآن کریم به دلیل انطباق با فطرت انسانی، عقلانیت و عدالتمحوری، معانی روشنی دارند و برای هر انسان اندیشمند قابل فهم هستند، درحالیکه تورات در بسیاری از بخشهای خود دارای عباراتی مبهم، پیچیده و گاه موهوم است. از جمله این موارد، تأکید بر برتری نژادی بنیاسرائیل و ارائه تصویری انسانی از خداوند است که با اصول توحیدی و عدالتمحور قرآن در تضاد است.نتیجهگیری: بررسی مقایسهای قرآن و عهدین نشان میدهد که قرآن نهتنها از تورات اقتباس نکرده، بلکه از نظر زبان، محتوا و روش ارائه مفاهیم، دارای استقلال و ویژگیهای منحصربهفردی است. تفاوتهای آشکار میان این دو متن، بویژه در سطح آوایی و معنایی، ادعای اقتباس را بیاعتبار میسازد و بر وحیانی بودن قرآن تأکید دارد.