بررسی دلالی و سندی روایت «اُنْظُرْ إِلَى مَا قَالَ وَ لَا تَنْظُرْ إِلَى مَنْ قَال‏» و مقایسه محتوایی آن با آیه نبأ

نویسندگان

1 استادیار، گروه علوم قرآن و حدیث، دانشگاه علامه طباطبایی، تهران، ایران. رایانامه: basiri_hr@yahoo.com

2 استادیار، گروه علوم قرآن و حدیث، دانشگاه اراک، اراک، ایران. رایانامه: adastjani31@yahoo.com

3 استادیار، گروه علوم قرآن و حدیث، دانشگاه حکیم سبزواری، سبزوار، ایران. رایانامه: f.dehghani@hsu.ac.ir

doi
10.30512/kq.2023.19767.3628
چکیده

هدف: برخی از روایات، صرفاً از شنونده می‌خواهد تا بدون توجه به گوینده، در گفتار تأمل کرده و آن را ارزیابی کند و درصدد بیان این مطلب هستند که سخن حکیمانه را باید همه حتی از منافقان، مشرکان و کافران گرفت و به شرک و ایمان گویندۀ آن بی‌توجه بود. هدف این پژوهش، فهم صحیح از حدیث فوق الذکر و مقایسۀ محتوایی آن با آیۀ نبأ است.‏روش تحقیق: روشِ این پژوهش توصیفی-تحلیلی و سطحِ تحلیل، تحلیل محتوا با رویکردِ قواعد فقه‌الحدیثی و ابزار گردآوری اطلاعات، فیش‌برداری کتابخانه­ای‌-استنادی است. پس از آنکه اطلاعات در مقام توصیف گزارش شد، در مرحله دوم، به تبیین واقعیت توصیف‌شده پرداخته می­شود. جهت کاربست روش تحلیلِ متناظر با قواعد فقه­الحدیث به بررسی سندی و دلالی روایت پرداخته می­شود که این گام شاملِ بازیابی متن کامل حدیث، بررسی سندی حدیث، مفهوم­شناسی واژگان کلیدی حدیث، تبیین و تقریر دلالت روایت، تشکیل خانواده حدیث، توجه به روایاتِ مخالف شاملِ روایات دال بر ضرورت توجه به گوینده، توجه توأمان به گوینده و گفتار و در نهایت به بررسی دلالت آیه نبأ پرداخته شده و به مقایسه محتوایی روایت با آیه نبأ پرداخته می­شود.یافته‌ها: برای روایت «اُنْظُرْ إِلَى مَا قَالَ وَ لَا تَنْظُر إِلَى مَنْ قَال» در کتب حدیثی سندی ذکر نشده و تنها می‌توان از حیث مشهوربودن و توجه به احادیث هم‌خانواده، به آن پایبند بود. حدیث فوق الذکر ناظر به فضای مباحث حِکَمی است. از نظر معرفتی، رابطۀ منطقی بین درستی گفتار و شخصیت گوینده نمی‌توان برقرار کرد و محتوای اینگونه سخنان را باید فارغ از شخصیت گوینده و با توجه به معیارهایی چون عقل و وحی بررسی کرد.بررسی دلالی حدیث و آیۀ نبأ نشان می‌دهد روایت مورد بررسی با آیۀ نبأ در تعارض با یکدیگر نبوده و یکدیگر را نفی نمی‌کنند. این دو به انحاء مختلف سخن می‌پردازند و جمع بین آیه و روایت، تمامی اشکال سخن را در بر می‌گیرد.اگر بپذیریم که آیه به تحقیق دربارۀ خبر دستور می‌دهد و مسئلۀ اصلی، اعتماد به خود خبر است، در این حالت نیز، روایت با آیه تعارضی ندارد و در حقیقت، قرینه‌ای برای پذیرش برخی سخنان پیشِ‌رو قرار می‌دهد.نتیجه‌گیری: در روایت «اُنْظُرْ إِلَى مَا قَالَ وَ لَا تَنْظُرْ إِلَى مَنْ قَال»، برخی شرایط برای پذیرش سخنان حِکَمی ‌که موضوع آیه نبأ است، بیان شده است؛ توضیح اینکه اگر سخنی از فردی مشرک یا منافق گفته شد و شرایط لازم را دارا بود، می‌توان آن را پذیرفت. این روایت قرینه‌ای برای پذیرش برخی سخنان پیشِ‌رو قرار می‌دهد. اگر هم نبأ را به معنی اخبار مربوط به اجتماع در نظر گرفته شود که سبب نزول دال بر آن است، باید گفت در مسائل سیاسی و اعتقادی علاوه بر گفتار باید بر گوینده هم توجه کرد و روایت و آیۀ نبأ در صدد بیان دو موضوع مختلف هستند.در نهایت می‌توان گفت: مفهوم صحیح حدیث، مخالف با آن چیزی است که نزد ما مشهور شده و تنها ناظر به مباحث حکمی ‌است و روایت مورد بررسی با آیۀ نبأ در تعارض با یکدیگر نیست.