تحلیلی نو از چیستی فلسفۀ تحلیلی

doi
چکیده

 فلسفۀ ­تحلیلی[i] (Analytic Philosophy)، به عنوان جنبش فلسفی غالب در دنیای معاصر انگلیسی­زبان، برخلاف رقیب خود، فلسفۀ ­قاره­ای، در بازشناسی هویت خویش دچار بحران عظیمی‌شده است. به­طوری­که فیلسوفان تحلیلی، امروزه بیش از آنکه در پی نیل به اهداف و مقاصد روش­شناختی جنبش تحلیلی باشند، درصدد فهم چیستی آن هستند. در مقالۀ حاضر ابتدا به بررسی و سنجش دقیق دیدگاه­های مطرح ­شده دربارۀ مسألۀ موردنظر پرداخته‌ایم. و نهایتاً دیدگاه مُختار خویش را عرضه داشته­ایم. براساس یافته­های پژوهشی ما، همة دیدگاه‌های مطرح­شده دربارۀ چیستی فلسفة تحلیلی دچار اشتباه راهبردی یکسانی هستند؛ یعنی، غفلت از متن موضوع و پرداختن به حاشیه­ها. فلسفة تحلیلی، بیش و پیش از همه، مصداقی از فلسفه است و از آنجائیکه فلسفه نظرگاه معطوف به حقیقت امور است و حقیقت در هر دوره­ای معنائی خاص می­یابد، فلسفۀ تحلیلی و روش­های آن را باید در راستای معنای معاصر حقیقت فهم نمود. [i]- قطعاً فلسفة تحلیلی یک مکتب فلسفی واحد – که دارای مبانی و اصول، روش و آموزه‌های معین و نتایج ویژۀ خود باشد – بشمار نمی­رود. شاید بتوان آن را جنبشی نوین در تفکر فلسفی مغرب زمین دانست که طی یک قرن و اندی حیات خویش، رویکردها و نگرش­های متفاوتی را تجربه کرده و فراز و نشیب­های بسیاری را پشت سر گذارده است.