معناشناسی «میثاق» در قرآن کریم با تأکید بر روابط همنشینی و جانشینی
نویسندگان
1 دانشجوی کارشناسی ارشد علوم قرآن و حدیث دانشگاه اراک
2 دانشیار دانشکده الهیات دانشگاه اراک
3 استاد گروه علوم قران و حدیث دانشگاه علامه طباطبایی
doi
10.30512/kq.2022.18398.3425چکیده
معناشناسی، روش مناسبی برای تنظیم شبکۀ معنایی واژگان قرآنی و در نتیجه، فهم گفتمان قرآن کریم است. اهمیت مسأله «میثاق» و لزوم دستیابی به مفهوم دقیق واژه، تبیین لایههای معنایی آن و ترسیم شبکه معنایی میثاق، پژوهشی قاعدهمند را متناسب با ویژگیهای قرآن طلب میکند؛ زیرا میثاق یکی از مهمترین موضوعاتی است که در روابط بین انسانها و نیز، رابطه میان انسان و خداوند مطرح میشود و گفتمان دینی بر آن مبتنی است .از این رو، تحلیل و واکاوی ابعاد آن در نظام معنایی قرآن، هدف پژوهش حاضر است. نتایج این نوشتار با شیوه توصیفی ـ تحلیلی و با کاربست روش معناشناسی، با توجه به مؤلفههای معنایی و روابط همنشینی و جانشینی، حاکی از آن است که هسته اصلی معنایی میثاق، شامل مفاهیم استحکام، تقویت و تثبیت است. در واکاوی مفهومی میثاق مبتنی بر سیاق آیات، عنصر «پذیرش» نقش کانونی دارد؛ زیرا در ارتباط انسان و خدا، میثاق، مبتنی بر پذیرفتن ربوبیت پروردگاراست. در نسبت جانشینی، بیشترین بسامد را صورت فعلی واژه «اخذ» دارد و همنشینهای اسمی «عهد» و «غلیظاً» نیز، بر استحکام و تثبیت میثاق تأکید دارند. همچنین در محور جانشینی مفاهیمی چون عهد، عقد، بیعت، وعد و اِصر مطرح است که نسبت به میثاق دارای ترادف نسبی است. مراد از متقابلهای میثاق، مواردی است که لازمه آن گسستن و خروج است. به همین دلیل، متقابلهای میثاق در حوزه عملکرد انسانها در برخوردهای سلبی شکل میگیرد که نتیجه آن، نقض و وفا نکردن به مفاد پیمان است. به علاوه، متقابلهای میثاق مانند نقض، نسیان و اعراض در حوزه عملکرد انسانی است که به برخورد سلبی با میثاق اشاره دارند.