عوامل بوم‌شناختی موثر بر پراکنش گوسفند وحشی در پارک‌های ملی خجیر و سرخه حصار

نویسندگان

1 عضو هیأت علمی، دانشکده مهندسی ژئودزی و ژئوماتیک، دانشگاه خواجه نصیرالدین طوسی، ایران

2 دانش آموخته کارشناسی ارشد دانشکده منابع طبیعی، دانشگاه تربیت مدرس، ایران

3 عضو هیأت علمی، دانشکده علوم زیستی، دانشگاه شهید بهشتی، ایران

doi
چکیده

به‌منظور تعیین ویژگی‌های بوم شناختی زیستگاه گوسفند وحشی البرز مرکزی که گونه‌ای دورگه از Ovis orientalis gemelini و Ovis orientalis arkali است، در پارک‌های ملی خجیر وسرخه حصار اقدام به جمع‌آوری اطلاعات مربوط به مشاهدات جمعیتی گله‌های قوچ و میش در سه فصل پاییز، زمستان و بهار، از طریق مطالعات زمینی شد. این اطلاعات در چهار دسته مربوط به مشاهدات پاییز، زمستان و بهاره میش‌های بره‌دار و بهاره قوچ‌ها، میش‌های نابارور و بره‌های بزرگتر از یکسال مرتب و رقومی‌شد. سپس با استفاده از سیستم اطلاعات جغرافیایی درصد فراوانی و تراکم قوچ و میش در ارتباط با عواملی مانند شیب، جهت، ارتفاع، تیپ خاک، تراکم پوشش گیاهی (کل پوشش گیاهی، گیاهان با ارتفاع 5/0 تا 5 متر، علفی های غیر گندمی) و فاصله از منابع آب، راه دسترسی (آسفالته و شنی، خاکی، پیاده رو) و روستا، برای هر فصل به طور جداگانه بررسی شد و نقشه‌های مطلوبیت زیستگاه تهیه شد. ارزیابی نقشه‌های تهیه شده، نشان داد ارتباط نزدیک و منطقی بین نقشه‌های مطلوبیت زیستگاه و مشاهدات میدانی وجود دارد. نتایج نشان داد که فراوانی قوچ و میش‌ها در طبقات خاصی از شیب وجهت بیشتر است. جهت‌های مورد توجه جانور، اغلب جنوبی وشرقی است و در بهار قوچ و میش‌های نابارور، جهت‌های شرقی را ترجیح می‌دهند. پراکنش جمعیت بیشتر روی خاک‌هایی مشاهده شد که سنگریزه فراوان دارد و از نفوذ پذیری مناسب برخوردار است. تراکم و فراوانی قوچ و میش با افزایش انبوهی کل پوشش گیاهی و علفی های غیر گندمی و انبوهی پوشش گیاهی با ارتفاع بیش از 5/0 متر افزایش نشان می‌داد، ولی در مورد میش‌های بره‌دار چنین رابطه ای مشاهده نشد. بررسی نقش فاصله نشان داد که با افزایش فاصله از منابع آب و گریزگاه، فراوانی قوچ و میش‌ها به شدت کاهش می یابد و همچنین تا فاصله 500 متری از راه‌های آسفالته و شنی و 1000 متری روستاها، این جانور به ندرت دیده می‌شود.