محدودیت‌های روش‌شناختی برنامة پژوهشی پوپر دربارة «جامعة باز»

نویسندگان

1 عضو هیأت علمی گروه علوم سیاسی دانشگاه آزاد اسلامی واحد تبریز

doi
چکیده

کارل پوپر، به دلیل مواضع­اش راجع به فلسفه و روش علم، و نیز به خاطر جهت­گیری­هایش در اندیشة سیاسی، جایگاهی را در تاریخ اندیشه­های سدة بیستم کسب کرده است. سهم پوپر در فلسفة علم، عمدتاً به نقد و تخطئة استقراگرایی و دفاع از ابطال­گرایی مربوط می­شود و سهم اصلی او در اندیشة سیاسی به دفاعی که از جامعة باز انجام داده بر‌می­گردد. هم در روش علم و هم در اندیشة سیاسی تأکید او بر "خردباوری انتقادی" است. علم و روش آن الهام‌بخش مهمی برای کل فلسفه پوپر بوده است. اما دیدگاه­ او در فلسفه و روش علم با انتقاداتی روبرو شده است. اگر بپذیریم که فلسفة سیاسی پوپر در حدود امکانات روش­شناسی او شکل گرفته است، آنگاه برای پرداختن به ناکارآمدی­های برنامة پژوهشی او در خصوص جامعة باز باید بعضی محدودیت‌های روش­شناسی وی مورد بررسی قرار گیرد. مقالة حاضر این ادعا را پیش می­کشد که برنامة پژوهشی پوپر در خصوص جامعة باز در حدود امکانات روش‌شناسی او شکل گرفته و با کاستی­ها و محدودیت‌هایی مواجه است. این مقاله با نگاهی انتقادی سعی می­کند محدودیت‌های برنامة پژوهشی و نیز برخی جزمیت­های "جامعة باز" پوپر را نشان دهد. به نظر می­رسد برنامة پژوهشی پوپر راجع به جامعة باز، در برابر پرسش از تکثرگرایی بنیادی- که اساس معرفتی جامعة باز است- آسیب‌پذیر می­نماید.