گونههای تأثیرگذاری سنّت در توسعه مفاهیم قرآنی
نویسندگان
1 استادیار جامعة المصطفی
doi
10.30512/kq.2023.17619.3273چکیده
نقش سنّت در تبیین کتاب الهی، تنها در تفسیر و تشریح مفاد ظاهری آیات ظهور نمییابد؛ بلکه گاه روایات، نقش تعمیم و توسعهبخشی به مفاد آیات الهی را ایفا میکنند. رویکرد اخباریان بدون توجه به لزوم هماهنگی مفاد روایات با کتاب، بر پذیرش این روایات است و در جانب مقابل، توسعه مفهومی مخالفت با کتاب، تلقی و موجب وانهادن این روایات شده است؛ اما با تحلیل مفاد روایات و نسبت آن با ظواهر آیات در مییابیم، این تعمیم و توسعه، غالباً در قالبها و گونههای ویژه و در چارچوب ضوابط و اسلوبهای بیانی خاصی صورت گرفته است که امکان پذیرش آن از سوی عرف و عقلا فراهم است. با کشف وجوه و گونههای ارتباط و پیوند مدالیل ظاهری آیات و مفاهیم توسعهیافته آن در سنت، میتوان به هماهنگی مفاد روایات با آیات پی برد و از سنت، شیوه بهرهگیری از قرآن را آموخت. این نوشتار که با روش توصیفیتحلیلی تنظیم یافته است در مقام کشف گونههای استوار توسعهبخشی روایات به مفاد آیات، آن را در سه ساحت «مفردات»، «اسناد» و «مدالیل التزامی» پیگیری میکند. توسعهبخشی در گستره معنایی مفردات قرآنی، تنها در پرتو توجه به ظرفیت الفاظ نسبت به فراگیری مصادیق نامأنوس امکانپذیر است چنانکه توسعه در ساحت اسناد نیز، با بهرهگیری سنّت از شیوه مجاز در اسناد میسّر است. تجرید آیات الهی از خصوصیات و شرایط فضای نزول و استخراج قواعد کلی و پیامهای فراگیر به عنوان مدالیل التزامی آیات، از دیگر شیوههایی است که فرآیند توسعه در قالب آن به انجام رسیده است. این مقاله اراده مفاهیم مختلف و ناهمگون از یک فراز قرآنی را در عرض یکدیگر، با چالشها و تأملاتی مواجه میبیند. چه این معانی مختلف، به لحاظ ساختارهای ادبی متعددی باشد که برای یک فراز قابل تصویر است و چه به لحاظ معانی متعددی باشد که اهل لغت برای یک واژه حکایت میکنند.