امر سوم در احکام تألیفی پیشینی در فلسفة کانت
نویسندگان
1 استادیار گروه فلسفه دانشگاه شیدچمران اهواز
doi
چکیده
کانت معتقد است در احکام تألیفی، به امر سوم یا واسطهای نیاز است تا محمولی که بیرون از مفهوم موضوع است و بهعبارت دیگر، مندرج در مفهوم موضوع نیست، به نحو مرتبط و ضروری به موضوع حمل کنیم. این مسأله در مورد احکام تألیفی پیشینی به صورت معمایی ظهور میکند؛ زیرا این احکام، فاقد هرگونه محتوای تجربی بوده و بنابراین برخلاف احکام تألیفی پسینی، نمیتوان برای آنها ازشهودهای تجربی به عنوان امر سوم سود جست. از همینرو، لازم است این امرسوم، کاملاً پیشینی و محض باشد تا امکان ساخته شدن و معناداری احکام تألیفی پیشینی را میسر سازد. این واسطة پیشینی در این احکام، شهود محضِ زمان است که کارکردی دو سویه دارد. به این نحو که حین فعالیت قوة خیال در وحدتدهی به کثرات حسی و تألیف مفهومها و شهودها به مدد زمان، هم تجربة عینی ساخته میشود و هم احکام تألیفی پیشینی، که ناظر به مفاهیم محض فاهمه هستند و همچون قواعد و اصول بهکارگیری آنها عمل میکنند، ساخته شده و به عبارت دیگر، متعیّن میشوند. تبیین این مسأله و معرفی این واسطة پیشینی، هدفی است که این نوشتار درصدد بیان آن است.