محدودیتهای حاکم بر عالَم و تحلیل نبود قطعیت در آیندهپژوهی (با تکیه بر نهجالبلاغه)
نویسندگان
1 استادیار گروه معارف، دانشگاه ملی مهارت، تهران، ایران
doi
10.30512/kq.2024.22088.3950چکیده
آیندهپژوهی چگونه اندیشیدن به مطلوبترین آینده ممکن و برنامهریزی برای تحقق واقعگرایانهترین و عالمانهترین احتمال در عرصههای مختلفی را که برای بشر رقم خواهد خورد، با محاسبه درصد قطعیت بررسی میکند. بنابراین، با توجه به اهمیت آیندهپژوهی به عنوان دانش نوپای میان رشتهای و محدودیتهای حاکم بر آیندهای که هنوز نیامده، از دیدگاه غرب و اسلام و با تکیه بر نهج البلاغه، لازم است بر هر دو موضوع اشراف کامل داشته باشیم تا غنای آیندهپژوهی از دیدگاه اسلام مشخص شود. این مقاله بر آن است که نشان دهد، اگر در عالم امکان علیت عامه (که یک مسأله متافیزیکی و از مقوله هستیشناختی است) برقرار باشد و تمام قوانینِ طبیعت و شرایطِ اولیه را نیز بدانیم، آنگاه میتوان آینده را به طور قطع پیشبینی کنیم (که یک مسأله معرفتشناختی است)؛ اما چون انسانها اولاً: مختارند، ثانیاً: محاط در عالَم امکان هستند و ثالثاً: آگاه به همه اسرار عالَم بینهایت و علل تامه وقوع حوادث نیستند و علم محدودی دارند؛ از همین رو، در پیشبینی آینده نمیتوانند به طور ثبوتی و صددرصد به قطعیت برسند، مگر اینکه از طریق وحی و برگزیدگان الهی به بشریت ابلاغ گردد (بنابر موجبه جزئیه). در غیر این صورت، پیشبینیها با نبود قطعیت همراه خواهد بود؛ ولی این به معنای پذیرش قهری آینده و سلب اختیار انسان نیست.