نگاهی بر متافیزیک توصیفی استراوسن

نویسندگان

1 استادیار گروه فلسفه دانشگاه تبریز

doi
چکیده

مقالۀ حاضر از سه بخش اصلی تشکیل شده است . بخش اول با پرسشی آغازمی شود که کل ساختار این مقاله ، بر آن بنا شده است . پرسش این است کهبه نظر می رسد .« ؟ آیا متافیزیک توصیفی استراوسن یک آموزه است یا نه »برخی از مشکلات دربار ة فهم صحیح متافیزیک توصیفی و چگونگی ارتباط آنبا متافیزیک اصلاح گرا هنگامی به وجود می آید که متافیزیک توصیفی همچونیک آموزه در نظر گرفته شود.چگونه » تحقیق دربار ة این مطلب، با این پرسش ادامه می یابد کهمتافیزیک توصیفی به توصیف ساختارهای مفهومی کلی ما و پیوند میان آنهادر بخش دوم توضیح داده می شود که است راوسن از طریق تحلیل .«؟ م یپردازدزبانی پیوند گرا به توصیف ا ین ساختارها می پردازد. بنابراین، با مشخص شدنماهیت رویکرد تحلیلی استراوسن و ترسیم ارتباط آن با این پرسش کهای ن ا دعا ی مقاله ب ی شتر تا یی د ،« ؟ چگونه تحلیل مقتضی متافیزیک است »متافیزیک توصیفی یک آموزه نیست، بلکه رویکردی است تحلیلی » م یگردد که.« نسبت به مسائل و آموزه های متافیزیکی مطرح شده در هر برهه و جامعهدر بخش سوم، که هدف اصلی آن جمع بندی مطالب و اثبات مدعا است،به برخی پرسش ها و ابهاماتی اشاره می شود که می توانند موجب خلل دراگر متافیزیک توصیفی » ادعای ما باشند . مهمترین آنها این پرسش است کهیک آموزه نیست، پس دلیل استراوسن برای تحقیق در عناصر ساختاری وبا پاسخ به این پرسش، ادعای مطرح شده « ؟ ارتباط متقابل میان آنها چیستدر مقاله نیز تکمیل می گردد.