بررسی تفاوت کاربرد «مُلک» برای خدا و انسان براساس روابط همنشینی
نویسندگان
1 دانشیار دانشگاه علوم و معارف قرآن کریم
2 دانشجوی دکتری دانشگاه علامه طباطبائی
doi
10.30512/kq.2022.18632.3455چکیده
موضوع مالکیت و حکمرانی در قرآن برای خداوند و انسان به کار رفته و ممکن است این تصور پدید آید که «مالکیت الهی و انسانی از قدرت و تسلط یکسانی برخوردار هستند». این مهم، موجب شد تا مقاله حاضر به روش توصیفی ـ تحلیلی به معناشناسی واژه «مُلک» بر اساس روابط همنشینی در آیات قرآن کریم بپردازد. بررسی تمام آیات مُلک الهی و مُلک انسانی (48 مورد) نشانگر امور ذیل است: الف) مُلک الهی در نقش مبتدای مؤخر بیشتر با ریشههای «س/ ب/ ح»، (ح/ م/ د)، (ب/ر/ک)، (خ/ ل/ ق) و... و در نقش مبتدا با موضوعای قیامت، برپایی حکومتالهی در آن و إعطای جزای مؤمنان و کافران با ریشههای (ب/ غ/ ت)، (ع/ ق/ م) و... روابط همنشینی دارد، ب) مُلک انسانی در غالب موارد با نقش مفعولبه با ریشههای (أ/ ت/ ی)، (ش/ ی/ أ)، (ن/ ز/ ع)، (ش/ د/ د) و (ص/ ف/ و) همنشین است، ج) خداوند مالک حقیقی جهان است و مُلک را به هر کسی که بخواهد، میدهد و از هر کسی که بخواهد، میگیرد و إیتاء مُلک به هر دو انسان مؤمن یا کافر بستگی به مشیت الهی دارد، د) تمام آیات مُلک الهی به بیان ویژگیهای یک مالک مطلق از جمله دارا بودن قدرت بینهایت، آفرینش موجودات، ربوبیت الهی، فرمان پذیری مطلق موجودات، اجرای شفاعت، عدالت و برپایی روز جزا در جهانی دیگر میپردازد؛ اما در آیات مُلک انسانی به این موضوع که فرمانروای زمینی چه ویژگیها و اختیاراتی دارد، اشارهای نمیکند بلکه مهم ترین موضوع، دادن و پس گرفتن قدرت فرمانروایی از انسان، انتخاب فرمانروا براساس شایستگی ها (انسان مومن) و تفویض اختیاراتی همچون علم، قدرت و حکمت میباشد. بنابراین مهمترین مساله در آیات ملک انسانی این است که ملک انسانی نیز در طول ملک الهی قرار دارد و فرمانروایی انسان و تفویض اختیار فرمانروایی به انسان، جزئی از مدیریت جهان توسط خداوند است.