تحلیل گفتمان انتقادی خطبه 108 نهجالبلاغه بر اساس مربع ایدئولوژیک ون دایک
نویسندگان
1 دانشیار گروه زبان و ادبیات عربی دانشگاه کاشان
2 دانشجوی دکتری زبان و ادبیات عربی دانشگاه کاشان
3 دانشیار گروه زبان و ادبیات عربی دانشگاه کاشان
doi
10.30512/kq.2023.19017.3518چکیده
تحلیل متون دینی بر اساس نظریهها موجب پویایی و درک ژرفتر آنها میشود. یکی از نظریههای جدید مطرحشده در قرن بیستم، نظریه مربع ایدئولوژیک وندایک است. وی که از نظریهپردازان برجسته تحلیل گفتمان انتقادی است، نظریه مربع ایدئولوژیک خود را برای تحلیل گفتمان ارائه میدهد. مربع ایدئولوژیک وی دارای چهار ضلع است که بر برجستهسازی ویژگی مثبت خودی، برجستهسازی ویژگیهای منفی دیگری، کمرنگ سازی ویژگی منفی خودی و به حاشیهرانی ویژگیهای مثبت دیگری تأکید دارد. با توجه به کارایی بالای این نظریه، پژوهش پیش روی قصد دارد، خطبه 108 نهجالبلاغه را با رویکرد کیفی و روش تحلیل گفتمان انتقادی بر اساس مربع ایدئولوژیک ون دایک بررسی نماید. چنین استنباط میشود که تمامی تلاش صاحب سخن از برجستهسازیها و حاشیهرانیها، به منظور تحقق این ایدئولوژی پنهان است که امام علی (ع) و پیامبر (ص)، بر حقاند و حکومتشان نیز، نماد درستی و حاکمیت حق است. در مقابل، بنیامیه باطل و ناحقاند و زمامداریشان نیز، نماد حاکمیت ناراستی و باطل است. همچنین، ایدئولوژی صاحب گفتمان درباره کوفیان این بوده است که آنان با کوردلی و سستی و نابینایی، به گروه باطل پیوستهاند که باید آگاهشان کرد و از پیوستن صددرصدی به جبهه باطل و سیاهی مطلق، نجاتشان داد. توضیح یک نکته در اینجا ضرورت دارد و آن اینکه میگوییم امام (ع) کوشیده است تا نکات منفی خود یا خودی را به حاشیه براند، به این مفهوم نیست که ایشان نقاط ضعفی برای خود متصور بودند، بلکه موضوع از پندار باطل جبهه مقابل سرچشمه گرفته و به تبع آن، صاحبگفتمان تلاش کرده است، نکات منفی منتسب به جبهه خودی را به حاشیه براند.