نسبت فضیلت با سعادت در نظام اخلاقی افلاطون

نویسندگان

1 دانشیار دانگاه تبریز

2 دانشجوی دکتری علوم و تحقیقات دانشگاه آزاد اسلامی تهران

doi
چکیده

مکاتب اخلاقی کلاسیک، به ویژه نظام اخلاقی افلاطون، با مشخصة «سعادت‌گرایی» شناخته می‌شوند. آموزة بنیادین «سعادت‌گرایی» این است که مطلوب نهایی انسان، نیل به سعادت است و همة فعالیت‌های آدمی در پرتو این هدف والا، ارج وقرب پیدا می‌کنند. معمولاً گفته می‌شود که فضیلت اخلاقی، راه رسیدن به سعادت را هموار می‌کند؛ اما نسبت میان این دو نیازمند بررسی دقیق‌تری است. در این مقاله، دو مدل برای ترسیم نسبت فضیلت و سعادت از منظر افلاطون ارائه شده است. بر اساس مدل یکسان‌انگاری، فضیلت و سعادت بر یکدیگر منطبق بوده و عین هم تلقی می‌شوند. در حالی‌که بر اساس فرضیة کفایت، فضیلت وسعادت دو عنصر جدا از هم هستند که کسب یکی(فضیلت) مقدمة دستیابی به دیگری (سعادت) است. در آثار افلاطون، مویداتی برای هر دو فرضیة فوق یافت می‌شود، ولی هیچ‌کدام از آنها، به تنهایی، قادر به تبیین نگرش وی نسبت به این مسئله نیستند. برای فهم موضع افلاطون در این خصوص، می‌بایست به تلفیقی از این دو مدل، دست یافت.

کلیدواژه‌ها