طبیعت انسان و دین در نظر کانت

نویسندگان

1 استادیار گروه فلسفه دانشگاه اصفهان

2 دانش آموخته ی کارشناسی ارشد فلسفه از دانشگاه اصفهان

doi
چکیده

ایمانوئل کانت (1724 -1804 م) یکی از فیلسوفان مهم عصر روشنگری، در تفکر فلسفی خود جایگاه قابل ملاحظه­ای را به دین اختصاص داده و در این راستا در سه رسالة عمدة خود این موضوع را با تفصیل بیشتری بررسی کرده است. در نقد عقل محض توجهش به مؤلفه­های دینی به ویژه ایدة خدا معطوف است و با رد مهم­ترین براهین الهیات عقلی نشان می­دهد که قوة شناسایی ما قادر به اثبات و انکار خدا به عنوان امری فراتجربی نیست، و این نتیجة طبیعی بررسی دین­شناختی در حوزة معرفتی اوست. اما بنابر تربیت دینی­اش فعالیت خود را به جنبة سلبی محدود نمی­کند و در حوزة دیگر اصول و مبانی دین­شناختی ایجابی خویش را شرح و بسط می­دهد. در نقد عقل عملی، دلیل اخلاقی اثبات وجود خداوند را بر اساس غایت نهایی آن، یعنی خیر اعلا، تشریح می­کند. او در استدلال خود دو مؤلفة خدا و جاودانگی نفس را بر پایة سعادت و فضیلت اثبات می­کند و بر این اساس دین را بر اخلاق مبتنی می­سازد و معتقد است که قوانین اخلاقی با تـوجه به خـیر اعـلا به سمت دین هـدایت می­شود؛ یعنی به حوزه­ای که در آن همة وظایف انسان در عین حال که قوانین ذاتی هر ارادة آزاد هستند، به عنوان فرامین الهی نیز لحاظ می­شوند. در کتاب «دین در محدودة عقل تنها» نیز بر اساس طبیعت بشر به شرح دین می­پردازد؛ یعنی بعد از بررسی و تشریح طبیعت بشر، دوگانگی طبیعت انسان از لوازم موضع دینی او قرار می­گیرد و اخلاق او به سمت دین هدایت می­کند. در واقع نظام دینی او در جهت اصلاح انسان و مکمل نظام اخلاقی اوست. این پژوهش نیز بر آن است تا با بررسی طبیعت انسان بر مبنای اصول اخلاقی کانت، موضع دینی و محتوای اخلاقی وی را مشخص سازد.