فلسفه و نقش «من» در تعلیم و تربیت و مدیریت

نویسندگان

1 استاد دانشگاه تبریز

doi
چکیده

در مقالة حاضر مهم­ترین انگیزه‌ای که همواره با انسان همراه است و تمام هدف­ها، تلاش­ها، رفتارها، نگرش­ها، تفسیرها، دوستی­ها، دشمنی­ها و بالأخره تمام تصورات، تصدیقات و استدلال­های او را در تحت سیطرة خود قرار می‌دهد، تا حدّ ممکن، مورد بررسی قرار گرفته و نقش آن در امر تعلیم و تربیت و مدیریت بررسی شده است. آن انگیزة مهم عبارت از « من» یا « نفس» هر کس است؛ «منی» که قوام هستی هر کس بدان وابسته است؛ زیرا انسان از حفظ احترام­آمیز آن «من» شخصیت و منزلت، و عزّت خود را به دست می‌‌آورد و می‌خواهد آن «من» همیشه به نحوی حاضر و عزیز و ارجمند باشد. انسان می‌خواهد حتی پس از مرگ نیز «من» او به صورتی ارجمند، و به عنوان نام نیک و عزیز و پرآوازه باقی بماند؛ زیرا در غیر این صورت شقاوت و بدبختی بر انسان مسلط می‌گردد. این «من» را هرکس به نحوی حفظ می‌کند و به نحوی به گمان و خیال خود عزیز می‌دارد. ارزش­ها نیز به سبب سودمندی و عظمت بخشیدن به این «من» اعتبار خود را به دست می‌آورند. هدف اصلی و اساسی تعلیم و تربیت هدایت این «من» به سویی است که مسرّت زندگانی فرد و جامعه و روابط حسنة آنها را فراهم آورد. این «من» هر چیزی یا هر حرکتی را که به ارجمند ساختن آن کمک نماید، دوست تلقی کرده، شتابان به سوی آن می‌رود. در مقالة حاضر روش­های نیل به این هدف مهم در حدّ امکان بررسی و لااقل، راه نفوذ در دیگران به نحو کلی مرتسم شده است.