گذری بر بازتابهای اجتماعی تصویر ناصرالدینشاه در مطبوعات مصور درباری (مورد مطالعاتی تصویر ناصرالدینشاه مندرج در نمرۀ 1 روزنامۀ شرف)
نویسندگان
1 استادیار گروه هنرهای تجسمی، دانشکدۀ هنر و معماری، دانشگاه بوعلی سینا، همدان، ایران
doi
10.22084/nb.2023.27284.2543چکیده
دربارۀ آثار نقاشی دورۀ قاجار از منظر هنری، بهویژه تحلیلهای دیداری، مطالعات ارزشمندی انجامشده اما شناخت دقیقتر آنها نیازمند کاربرد رویکردهایی فرازیباشناختی همچون جامعهشناسی هنر است؛ زیرا منطبقبر اسناد تاریخیِ مصور مانند نقشبرجستههای باستانی ایران، کنش اجتماعی هنر در خدمت به ساختار سیاسی حاکم آشکار بوده، بر ایناساس، نوشتار پیشِرو با انتخاب نخستین تصویر مندرج در نمرۀ 1 دومین روزنامۀ درباری دورۀ ناصری به بررسی کارکرد اجتماعی آن مبتنیبر رویکردی بهنام «بازتاب» پرداخته تا بتواند پاسخگوی این پرسش باشد که درج نقش چهارمین شاه قاجار در روزنامۀ مذکور، بازتاب چه کنشهای اجتماعی بود؟ این نوشتار با مطالعۀ نقاشی یادشده، درپی دستیابی به خوانشی نوین و تحلیلی فرازیباشناختی است؛ لذا هدف از آن، واکاوی موضوع نه از منظر ساختار بصری و نه گرافیک مطبوعاتی است، بلکه هدفش معطوف به شناسایی کنشهای اجتماعی اثر یاد شده است. نوشتار پیشِرو از نوع کیفی و به روش توصیفی-تحلیلی است. روش جمعآوری معلومات آن بر پایۀ مطالعات کتابخانهای و خوانش اسناد مصور میباشد. بهمنظور پاسخ به پرسش نوشتار، رویکرد آن مبتنیبر نظریۀ بازتاب تعیین گردید، براساس این نظریه آثار هنری، ناقل مفاهیم متعددی درمورد اوضاع جامعه، ازجمله ساختار سیاسی حاکمبر آن میباشد. نتیجۀ حاصل از پژوهش، گویای آن است که زبان رسای هنر بهعنوان راهبردی تبلیغاتی، کنشی مؤثر در راستای تقویت سلطۀ سیاسی و اجتماعی حاکمبر جامعه داشته و از اینرو، ناصرالدینشاه، آگاهانه دستور شکلگیری طیفی از انواع هنر همچون مطبوعات مصور درباری را بدانگونه مهیا ساخت که آشکارا قادر به بازتاب چهرۀ قدرت و توان سلطنت او بهشکل حقیقتی بدیهی باشد؛ این مهم از یکسو بازتاب کنش اجتماعی هنر از دیرباز بوده، و ازسوی دیگر، بازتاب پیوند دو جانبه، بین هنر با سیاست و بالعکس سیاست با هنر بوده است.