تضاد و تناقض در احوال عاشق و معشوق بر اساس رویکرد تحلیل گفتمان انتقادی فرکلاف
نویسندگان
1 دانشیار گروه زبان و ادبیات فارسی دانشگاه اصفهان، اصفهان، ایران
2 دانشآموختۀ دکتری زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه اصفهان، اصفهان، ایران
3 دانشیار گروه زبان و ادبیات فارسی دانشگاه اصفهان، اصفهان، ایران
doi
10.22067/jlkd.2023.80681.1145چکیده
یکی از موارد کاربرد تضاد و متناقضنما در آثار ادبی وصف حال عاشق و معشوق است؛ زیرا قدرت عشق فراتر از آن است که در منطق گفتار عادی زبان جریان یابد. به همین سبب گاه برای شرح مفاهیم عشق بیان شاعر و نویسنده از گفتار عادی فراتر میرود که در آشکارسازی احوال عاشق و معشوق مؤثر است. در این پژوهش کوشش شده است تا با استفاده از تحلیل گفتمان انتقادی و مدل سه بعدی فرکلاف به این پرسش پاسخ داده شود که تضاد و تناقض در بیان احوال عاشق و معشوق در منظومههای خسرو و شیرین و لیلی و مجنون نظامی، چه نقش و جایگاهی دارد. یافتههای پژوهش حاکی از آن است که تضاد و تناقض در تمام سطوح نظریه فرکلاف آشکار است و نسبت به آنچه در متون بلاغی مطرح میشود، عمومیت بیشتری دارد. کاربرد تضاد و تناقض برای بیان احوال عاشق بیش از معشوق است. تفاوت جنسیت نیز سبب میشود شاعر از شیوههای متفاوت تضاد و تناقض برای احوال عاشق و معشوق بهره گیرد؛ بهگونهای که از تضاد برای جنس مرد که قدرت بیشتری نسبت به زن دارد، آشکارتر و محسوستر بهره میگیرد؛ اما تضاد را برای جنس زن به آن سبب به کار می برد که در اجتماع آشکار شدن مسائل عشق برای آنها خلاف عرف محسوب میشود.