اصل توالی رسایی و همنوایی فرایندهای واجی در ساختار هجایی زبان فارسی در چارچوب نظریه بهینگی

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری زبانشناسی، دانشگاه اصفهان، اصفهان، ایران

2 دانشیار گروه زبانشناسی، دانشگاه اصفهان، اصفهان، ایران

doi
10.22067/jlkd.2023.80274.1137
چکیده

این پژوهش در چارچوب نظریه بهینگی پرینس و اسمولنسکی(2004) و با استناد به شواهدی از «اصل توالی رسایی» در زبان فارسی به بررسی موضوع همنوایی در این زبان می­پردازد. اصل توالی رسایی یک الگوی همگانی در ترتیب قرارگرفتن اجزاء درون هجاست که به موجب آن درجه رسایی در توالیِ اجزاء تشکیل دهنده آغازه، سیر صعودی و در توالیِ اجزاء تشکیل دهنده پایانه، سیر نزولی دارد. در برخی موارد برای دستیابی به این اصل چند فرایند واجی مختلف باهم همنوا می­شوند. در نظریه بهینگی، همنوایی نشاندهنده وحدت عملکردی چند فرایند واجی مختلف است که هدف ساختاری یکسانی را دنبال می­کنند. در این پژوهش که از نوع توصیفی- تحلیلی است، 204 واژه با ساختار هجاییCVCC که در آنها اصل توالی رسایی نقض شده است به شکل کتابخانه­ای و میدانی مورد مطالعه قرار می­گیرند. با بررسی داده­ها، ابتدا استدلال می­شود که چگونه قواعد اشتقاقی نمی­توانند ابزاری برای نشان دادن وحدت عملکردی فرایندهای واجی مختلف باشند و سپس در چارچوب نظریه بهینگی و از طریق ترسیم تابلوهای بهینگی نشان داده می­شود که چگونه برخی فرایندهای واجی مختلف در زبان فارسی(مانند حذف، درج، قلب، ...) علی­رغم اینکه به تغییرات متفاوتی منجر می­شوند ولی به جهت دستیابی به اصل توالی رسایی با هم همنوا ­شده و یک هدف واحد را دنبال می­کنند. همچنین در این پژوهش مشخص می­شود علی­رغم یافته­های پژوهش­های پیشین که اِعمال اصل توالی رسایی در زبان فارسی را فقط مختص هجاهای دارای واکه بلند می ­داند، این اصل در بسیاری از هجاهای دارای واکه کوتاه هم صدق می ­کند.