تطور تفسیری واژه «قریب» با تأکید بر آیه 186 سوره بقره
نویسندگان
1 دانشیار گروه معارف، دانشکده الهیات، دانشگاه مازندران
2 دانشیار گروه معارف، دانشکده الهیات، دانشگاه مازندران
3 دانش آموخته دکتری علوم قرآن و حدیث، دانشکده الهیات، دانشگاه مازندران (نویسنده مسئول)
doi
10.30512/kq.2021.16532.3065چکیده
مادّه قرب و مشتقات آن در کاربردهای مادی و اعتباری در قرآن مطرح گشته است که از جمله کاربردهای مادّی آن میتوان به نزدیکی زمانی و یا مکانی اشاره نمود. از کاربردهای اعتباری مادّه قرب، مقوله نزدیکی و پیوست رابطه میان انسان و پروردگار (قرب تکوینی) است. آیات قرآن ضمن تأکید بر این قرب مستمر، انگارههای جاهلی را در این مسأله به چالش میکشاند. بالاترین تجلّی پیوست رابطه میان انسان و پروردگار در قرآن، با صفت «قریب» بوده که در دیدگاه مفسران مورد توجه و تحلیل قرار گرفته و با تنزیه ذات اله، از تجسیم و تشبیه همراه گشته است. همچنین، قرب منزلتی به کسب مقام معنوی انسان اشاره داشته و طرق کسب آن مورد توجه آیات است. این پژوهش درصدد است تا به روش توصیفی- تحلیلی به بررسی و کشف تطور دیدگاه مفسران فریقینِ قرن دوم هجری تا عصر حاضر و مبانی مدنظر ایشان در درک معنای صفت «قریب» بپردازد. در پایان این نتیجه حاصل شد که مفسران با شروع اختلافات مذاهب کلامی در قرن پنجم و با ظهور دیدگاههای تجسیم و تشبیه ذات اله، به مجازانگاری مقولههایی مانند صفت «قریب» در قرآن روی آورده و استفاده از نکات ادبی و بلاغی را بهترین راه در تقابل با این نظریات دانستهاند. این سیره و روش در ذیل بسیاری از تفاسیر قرن پنجم تا معاصر ادامه داشته است. در دیدگاه غالب آنان، صفت «قریب» به مجاز و استعاره از علم و حیلوله، احاطه و قیومیت خداوند تعبیر گشته است. با این وجود برخی مفسران، ضمن تنزیه خداوند از تجسیم، صفت «قریب» در قرآن را حقیقتی مستقل برشمرده و این صفت را بینیاز از مجازانگاری برشمرده و در تبیین و اثبات مسأله ادلّهای نیز ارائه نمودهاند.