ارتباطات بینقومیتی در محیطهای چندفرهنگی: مطالعه حساسیت بینفرهنگی قوم بلوچ و فارس در شهر کرمان
نویسندگان
1 دانشگاه آزاد اسلامی
2
doi
10.22083/jccs.2026.541244.4085چکیده
در ایران، قوم فارس غالب و قوم بلوچ، جزو قومهای حاشیهای است. در استان کرمان به دلیل داشتن مرز و فرهنگ مشترک در جنوب آن با بلوچستان، میان دو قومیت همواره مراودات سیاسی و همزیستی وجود داشته است؛ بنابراین مسئله این پژوهش، چگونگی حساسیت بینفرهنگی میان این دو قوم در شهر کرمان است. این مطالعه با ابزار مصاحبه، روش تحلیل مضمون و با مدل حساسیتهای بینفرهنگی بنت انجام شده است. نمونه این پژوهش 13 دانشجوی بلوچ ساکن کرمان و 10 دانشجوی کرمانی بوده است. نتایج پژوهش نشان میدهد که دامنه حساسیت بینفرهنگی قوم قارس و بلوچ، پیش از تعامل دو قوم، در بعد قوممداری بوده اما پس از افزایش ارتباطات بینفرهنگی، کلیشهها شخصیتمحور شدند. یافتهها نشان داد انگاره حاشیهنشینی قوم بلوچ از حوزه سیاسی به کلیشهای هویتی-فرهنگی بدل شده است. همچنین اصطکاک فرهنگی و انگارههای منفی درباره بلوچ، صرفاً موجب گرایش درونگروهی نمیشود، بلکه این احساس تبعیض، هماهنگ شدن با جامعه میزبان با حذف هویت فرهنگی برای تجربه نکردن حمله به ارزشهای خود را نیز در پی دارد. همچنین، گروه قومی بلوچ هویت خود را به دلیل درک نابرابریهای اجتماعی زیر سؤال میبرد، درحالیکه قوم فارس برای اقتباس فرهنگی این کار را انجام میدهد و بدینگونه قوم بلوچ به پذیرش تبعیض مبنی بر روایات کلیشهای دریافتشده بر اساس ادراک قوم فارس، درباره خود رسیده است. این پژوهش نتیجه میگیرد که افزایش ارتباطات بینفرهنگی، کاهش نابرابریهای اجتماعی و تغییر سیاستگذاری قومی منجر به کاهش حساسیتهای بینفرهنگی میشود.