دگرگونی فرهنگ دینی در گذار از قرون‌وسطی به عصر روشنگری (مطالعه‌ای در نسبت عقل و ایمان با تأکید بر آراء دکارت، اسپینوزا و کانت)

نویسندگان

1 دانشگاه فردوسی مشهد

2

3 دانشگاه علوم پزشکی شیراز

doi
10.22083/jccs.2026.554412.4125
چکیده

رابطۀ میان عقل و ایمان، یکی از مسائل بنیادین در تاریخ فلسفه و الهیات غرب است. این پژوهش با رویکردی تحلیلی ـ تاریخی و در چارچوب مطالعات فرهنگی، به بررسی چگونگی دگرگونی فرهنگ دینی اروپا در گذار از قرون‌وسطی به عصر روشنگری می‌پردازد و نشان می‌دهد که این دگرگونی فرهنگی، زمینه‌ساز تحول در نسبت عقل و ایمان بوده است. در قرون‌وسطی، ایمان و نهاد کلیسا مرجعیت فکری و اجتماعی داشتند و عقل در خدمت تبیین آموزه‌های وحیانی قرار می‌گرفت؛ اما با ظهور عقل‌گرایی مدرن، این تعادل سنتی دگرگون شد. فیلسوفانی چون دکارت، اسپینوزا و کانت، هر یک به‌گونه‌ای متفاوت به بازتعریف رابطۀ عقل و ایمان پرداختند و به‌تدریج، ایمان را از چارچوب نهادی و وحیانی به قلمرو عقلانی و اخلاقی منتقل کردند. تحلیل تطبیقی آراء این سه فیلسوف نشان می‌دهد که تحول در فرهنگ دینی اروپا نه‌تنها تغییری در باورهای دینی، بلکه بازسازی عمیقی در شیوه‌های اندیشیدن، مرجعیت معرفتی و تجربۀ امر قدسی بود. نتیجۀ این دگرگونی، پیدایش شکلی نو از ایمان عقلانی و اخلاقی بود که در بطن فرهنگ مدرن استمرار یافت.