تحلیل رفتار سازهای خانههای سنتی با تأکید بر عنصر دیوار نسبی؛ نمونۀ موردی خانۀ برنجی شهر کرمانشاه
نویسندگان
1 استادیار گروه معماری، دانشکدۀ هنر و معماری، واحد همدان، دانشگاه آزاد اسلامی، همدان، ایران
2 دانشیار گروه عمران، دانشکدۀ فنی و مهندسی عمران، دانشگاه رازی، کرمانشاه، ایران
3 دانشجوی دکتری گروه معماری، دانشکدۀ هنر و معماری، واحد همدان، دانشگاه آزاد اسلامی، همدان، ایران
doi
10.22084/nb.2023.27016.2532چکیده
این پژوهش رویکردی میانرشتهای جهت همنشینی سازه و معماری میباشد، که فضاهای معماری را بهمنظور بهسازی لرزهای ساختمانهای سنتی در (دورۀ پهلوی اول) مورد بررسی قرار داده است؛ بنابراین، جایگاه سازه و اهمیت پایداری آن در معماری خانههای سنتی، که دارای ارزش میراثی میباشند؛ موضوعی است که بهسبب اهمیت آن، باید موردمطالعه قرارگیرد. برای خانههای سنتی، دیوارها از اعضای سازهای اصلی هستند که با نیروهای جانبی مقابله میکنند، بهدلیل پیچیده و ناشناخته بودن رفتار ساختمانهای بنایی و نیز عدم وجود اطلاعات فنی کافی، استاندارد 2800 فرمولاسیون مشخصی نیز برای بناهای سنتی ارائه نگردیده است؛ اما برای بهسازی لرزهای آنها از نشریۀ 360 بهره گرفته شده است که نمونۀ موردی در این پژوهش، ساختمان برنجی میباشد؛ این پژوهش درپی پاسخ به دو پرسش است؛ الف) با استناد به تصاویر و تجزیه و تحلیل دادهها، مهمترین عوامل تأثیرگذار در ایستایی ساختمان برنجی شهر کرمانشاه کدامند؟ ب) در عرصۀ معماری، اساس همنشینی سازه و معماری دورۀ پهلوی اول برآمده از چیست؟ در پژوهش پیشِرو که بهصورت کمّی و کیفی به انجام رسیده است. جهت گردآوری اطلاعات از روش مشاهده و برداشت میدانی، تجزیه تحلیل و محاسبات دقیق دادهها دیوار نسبی به روش کمّی و کتابخانهای و نتیجهگیری با روش کیفی بیان شده است؛ بدینسان پایداری سازۀ ساختمانهای سنتی میتواند بهواسطۀ دیوارهای نسبی که همچون بادبند یا دیوار برشی رفتار میکند، مورد ارزیابی قرارگیرد؛ از اینرو، وجود دیوارهای نسبی میتواند، همنشینی در ارتقاء فضای معماری خانۀ سنتی را تحتتأثیر قرار دهد. شایانذکر است در صورتی سازۀ مقاومت کافی در برابر نیرو یا بار جانبی را نداشته باشد، میتوان با افزایش دیوار نسبی یا ارائه روشهای دیگر جهت تقویت سازهای نسبت به پایداری آن اقدام نمود؛ بنابراین، تحقیق درخصوص همنشینی بین سازه و معماری بهواسطۀ افزایش و یا محل قرارگیری دیوارهای نسبی ضروری میباشد. نتایج حاصل از این پژوهش، نشان میدهد؛ ساختمان موردنظر مقاومت کافی در برابر نیروهای جانبی را دارد. با اینحال، اصول ایستایی معماری ایرانی در دورۀ پهلوی اول رعایت گردیده است. حال اگر ساختمانهای مشابه در دورۀ مزبور مورد ارزیابی قرار گیرند و این نتیجه هم بهدست آید، اینچنین میتوان گفت که رعایت اصول معماری در آن زمان با رویکرد مقاومت کافی ساختمان در برابر زلزله بوده که قطعاً بهصورت تجربی بهدست آمده است؛ بهبیان دیگر معماران آن زمان بهنحوی مهندسین سازه بودهاند.