واکاوی و تبیین مؤلفههای مؤثر در انتخاب آثار ملموس برای ثبت در فهرست میراث جهانی
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری مرمت و احیای بناها و بافتهای تاریخی، گروه مرمت دانشکدۀ معماری، دانشگاه تهران، تهران، ایران
2 دانشیار گروه مرمت، دانشکدۀ معماری، پردیس هنرهای زیبای دانشگاه تهران، تهران، ایران
3 استادیار پژوهشکدۀ حفاظت و مرمت، پژوهشگاه میراثفرهنگی و گردشگری، تهران، ایران
doi
10.22084/nb.2023.26272.2484چکیده
کنوانسیون حمایت از میراثفرهنگی و طبیعی جهان 1972م. مهمترین ابزار حقوقی بینالمللی در جهت شناسایی و حفاظت میراث مشترک بشریت است. در قلب این کنوانسیون، فهرست میراث جهانی قرار دارد که نمایانگر آثار با «ارزش برجستۀ جهانی» است. ثبت یک اثر در فهرست میراث جهانی تابع ضوابطی است که کنوانسیون میراث جهانی 1972م. و راهنمای اجرایی آن مشخص کرده است. بر طبق این کنوانسیون، کشورهای عضو در پهنۀ جغرافیایی خود آثار را مطابق با ضوابط کنوانسیون، برای نامزدی ثبت در فهرست میراث جهانی انتخاب میکنند؛ اما در سالهای بعد از شکلگیری کنوانسیون، کشورهای عضو از میراث جهانی بهعنوان ابزاری برای رسیدن به مقاصد سیاسی، اقتصادی و فرهنگی خود بهره بردهاند، که همینامر باعث تغییر نگاه به میراث جهانی از ابزاری فنی به ابزاری سیاسی شده است؛ از همینرو، انتخاب آثار در کنار الزامات کنوانسیون، در هر کشور تابع عوامل متعددی قرار گرفته است که روند ثبت را پیچیده و در برخی از کشورها پرهزینه ساخته است. با نظر بههمین مطلب، پرسش اصلی پژوهش این است که، چه مؤلفههایی در انتخاب آثار برای ثبت در فهرست میراث جهانی مؤثرند؟ هدف نیز شناخت مؤلفههای مؤثر پنهان و آشکار این فرآیند است تا در سیاستگذاری داخلی برای ثبت موفق و جلوگیری از اتلاف هزینۀ مؤثر واقع شود. بدینمنظور با بررسی توصیفی-تفسیری متون مرتبط با کنوانسیون و بررسی 10 کشور عضو کنوانسیون که عملکرد شاخصی در این فرآیند داشتهاند، از طریق تحلیل محتوا، مؤلفههای مؤثر شناسایی و تبیین شدند و رابطۀ بین آنها نیز تفسیر گردید. بررسیها نشان میدهد که عوامل مؤثر در این فرآیند در سه لایه قرار میگیرند که در مرکز آن الزامات کنوانسیون و در لایۀ بعدی محدودیتهای ثبت و مضامین اولویتدار قرار دارد و درنهایت لایۀ بیرون آن، مؤلفههای مؤثر در شیوۀ انتخاب کشورها است که از ساختار حکومتی آنها تا سیاستهای کلان این کشورها در عرصۀ بینالمللی و دیگر عوامل را شامل میشود.