فضاسازی ذهنی حواس در قرآن کریم با تکیه بر نظریه آمیختگی مفهومی
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری زبان و ادبیات عربی دانشگاه خلیج فارس بوشهر
2 دانشیار زبان و ادبیات عربی دانشگاه خلیج فارس بوشهر
doi
10.30512/kq.2021.15540.2925چکیده
مفهوم فضاهای ذهنی به عنوان یکی از الگوهای مفهومسازی، نخستینبار توسط ژیل فوکونیه مطرح و بعدها توسط او و مارک ترنر گسترش داده شد تا نظریهای پدید آید با عنوان آمیزه مفهومی که به فضاهای ذهنی برآمده از کلام به منظور توصیف ساختهای زبانی خلاقانه توجه دارد. این پژوهش که بر روش توصیفیـ تحلیلی استوار است بر آن است تا به واکاوی فرضیه امکان بررسی نظریه آمختگی مفهومی در ساختار آیات منتخب قرآنی مرتبط با حواس بپردازد. از آنجا که زبان قرآن زبانی مفهومی و چندلایه است؛ لذا استفاده از نظریهای مفهومی بسان آمیختگی مفهومی که با الگویی منظم به ترسیم فضاهای ذهنی و مفهومی میپردازد، در ادراک معانی ارزشمند قرآن کریم مناسب است. با تطبیق این نظریه بر آیات منتخب مرتبط با حواس، شبکههای تصویری چندی از نوع دوساحتی و تکساحتی و آینهای به دست داده شد بسامد تکرار شبکه دوساحتی که پدیدآور ساختهای نوآورانه است و نیز شبکه تکساحتی تقریباً مشابه است. روابط حیاتی بین اعضای متناظر فضاهای دروندادهای آنها نیز از نوع شباهت و عدم شباهت و جزء به کل است. از میان عناصر فضاساز نیز بسامد تکرار عبارات فعلیـ فاعلی بسیار چشمگیر است؛ لذا با این نتایج، فرضیه کاربست این نظریه در آیات قرآنی مرتبط با حواس قابلیت بررسی مییابد.