گسترۀ دلالت واژگان عام و مطلق قرآن کریم (با تاکید بر دیدگاه نسبیّت اطلاقات و عمومات قرآنی در چهارچوب سیاق و فضای نزول)
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری دانشگاه تهران
2 استاد دانشگاه تهران
doi
10.30512/kq.2022.14255.2732چکیده
کاربرد فراوان الفاظ عام و مطلق در آیات قرآن کریم، بیانگر ضرورت توجه به این واژگان در تفسیر آیات قرآن کریم است. این مسئله که دایره و گسترۀ شمولیّت این واژگان چه اندازه است و آیا دلالت این واژگان صرفاً مبتنی بر گسترۀ الفاظ است و گسترۀ معنایی آن هیچ حد و حصری ندارد یا آنکه عمومیت این واژگان تنها در دایره و مرزهای سیاق و فضای نزول، شمولیّت و فراگیری دارد و محدودیتهای سیاق و فضای نزول موجب تضییق دلالت این نوع واژگان میشود، موضوع تحقیق حاضر را شکل میدهد. این پژوهش با هدف ضابطهمند کردن تفسیر این دسته از واژگان قرآنی، به گردآوری نظریات مطرح در این زمینه و تحلیل ادلۀ آن پرداخته و به این نتیجه دست یافته است که واژگان عام و مطلق قرآن کریم را از یک طرف نمیتوان تنها به موارد نزول، محدود و منحصر دانست و از طرف دیگر نمیتوان دلالت آنها را بیقید و شرط برشمرد و تأثیر سیاق و فضای نزول را در تضییق دلالت آنها نادیده گرفت. این دیدگاه که میتوان از آن با عنوان «نسبیّت اطلاقات و عمومات در چهارچوب سیاق و فضای نزول» یاد کرد افزون بر آنکه مبتنی بر اصول محاورۀ عرفی و ادلۀ اصولی است، با فرازمانی و فرامکانی بودن قرآن کریم و روایات تفسیری اهلبیت (ع)، قابل تفسیر است چنانکه میتوان در برخی از روایات اهلبیت (ع) شواهدی بر تفسیر نسبی اطلاقات و عمومات قرآنی یافت.