بررسی انتقادی نظریه اخلاقی جنگ عادلانه با تاکید برجنگ روانی رسانه ای از منظر نهج البلاغه
نویسندگان
1 دانشجوی دکترای مدرسی معارف دانشگاه پیام نور ، گرایش اخلاق، تهران، ایران
2 استادیار گروه معارف اسلامی دانشکده الهیات و علوم انسانی، دانشگاه پیام نور تهران، ایران
3 استادیار گروه فقه و مبانی حقوق دانشکده الهیات و علوم انسانی، دانشگاه پیام نور تهران، ایران
doi
10.30512/kq.2021.16127.3003چکیده
نظریه اخلاقی جنگ عادلانه که خاستگاه دینی داشته، ابتدا توسط روحانیان مسیحی به ویژه آگوستین قدیس در کتاب شهر خدا مطرح گشت و سپس از سوی سیاستمداران مورد استقبال زیادی قرار گرفت. هدف اصلی این نظریه، کاستن از خسارتهای انسانی و مادی جنگهاست. نظریه مذکور بر اساس اجزای چهارگانه «دیدگاه شهر خدا و شهر انسان، فضیلت و عدالت، قوانین و مشترکالمنافع»، اصولی اخلاقی را برای مراحل قبل از جنگ، حین جنگ و پس از جنگ مطرح کرده است. هرچند برخی از محققان تلاش کردهاند تا اصول اخلاقی جنگ عادلانه را بهصورت تطبیقی با جهاد ابتدایی و جهاد دفاعی در اسلام مورد بررسی قرار داده و یا برخی دیگر به حکم جنگ روانی و شرایط استفاده از آن در اسلام بپردازند، ولی در این پژوهش به نقد اجزاء زیرین و جنبه جنگ روانی آن پرداخته شده است. ازاینرو، در این نوشتار ابتدا با روش توصیفی ـ تحلیلی، از منظری دینی و با تکیه بر گزارههای نهجالبلاغه، اجزاء زیربنایی این نظریه در آثار آگوستین نقد و بررسی و سپس مشروعیت جنگ روانی به بحث گذاشته میشود. نتایجی که این پژوهش بدان دست یافته آن است که از منظر نهجالبلاغه، اولا، خلقت تمام انسانها بر اساس فطرت الهی و خیر است و عدالت فضلیتی جهانشمول و ذاتی در انسان است، نه مختتص به مسیحیان کاتولیک و عدالت اجتماعی حاکمان در اسلام شامل همه انسانها حتی حیوانات نیز خواهد شد. ثانیا، جنگ روانی رسانهای در صورتی عادلانه است که دارای ویژگیهایی مثل: حقنمایی، افشاگری به حق، رعایت انصاف، ارشاد و موعظه، دوری از مکر و خدعه باشد. دقیقا بر اساس همین ویژگیها، جنگروانی و تبلیغات خصمانه نیز باید مورد نقد قرار گیرد. برخی از نقدهای وارد به اجزای این نظریه عبارت است از: 1. انحراف در تفسیر آفرینش اولیه انسان؛ 2. انحراف مفهومی عدالت؛ 3. عدالت تفویضی و انحصاری؛ 4. باطلگرایی در عین حق نمایی.