تعیینکنندههای چندشغلگی در بازار کار هنری: برخی شواهد تجربی از هنرمندان خوشنویس در مشهد
نویسندگان
1 دانشگاه شاهد
2 دانشگاه علوم پزشکی جندی شاپور اهواز
3 دانشگاه علوم پزشکی تهران
doi
10.22034/fakh.2024.457972.1668چکیده
بازار کار هنرمندان با ویژگیهایی نظیر ناامنی شغلی، دستمزد پایین، بیثباتی درآمد، و غیره شناخته میشود. در مقایسه با نظریههای عمومی متعارف بازار کار در دانش اقتصاد، چندشغلگی هنرمندان یکی از متمایزترین این ویژگیها است. این پژوهش از طریق شناسایی زیرساختارهای بازار کالاها و خدمات هنر (با مرور ادبیات و مصاحبهی باز خبرگانمحور) و تحلیل دادههای تجربی (گردآوریشده با پرسشنامهی پژوهشگرساخته) 33 هنرمند خوشنویس در شهر مشهد به دنبال شناسایی تعیینکنندههای چندشغلگی هنرمندان است. بدین منظور، برای دستیابی به یک چهارچوب بهخوبی محدودشده از این تعیینکنندهها، از روش تحلیل واریانس (ANOVA) یکسویه و دوسویه (با کنترل اثر حضور هنرمند در بازار پرمایه) استفاده شده است. از میان 28 زیرساختار بررسیشده، 9 زیرساختار بهعنوان تعیینکنندههای چندشغلگی هنرمندان شناسایی شدهاند: کپیرایت، دسترسی به اعتبارات، هزینهی تأسیس کسبوکار، درآمد روانی، کمشدن کاربرد خوشنویسی، سهم سفارشهای دولتی، تفاوت ویژگیهای بازار اولیه و ثانویه، نازکی بازار، و سهم نمایشگاه، جشنواره و اکسپو. همانگونه که یافتههای تجربی نشان میدهند، نکتهی کلیدی، تقاضا انگیخته بودن اکثر این تعیینکنندهها است. بنابراین، با هدف کاهش چندشغلگی هنرمندان، لازم است هر برنامهای برای توسعهی بازار هنر با تأکید بر توسعهی زیرساختارهای جانب تقاضا طراحی شود. بهعلاوه، توسعهی ابزارها و نهادهای مالی مناسب در جهت تأمین مالی توسعهی هنر، بهبود محیط کسبوکار، کاهش موانع ورود به بازار، بهبود مقررات و رویههای انجمن خوشنویسان ایران (در جهت کاهش اصطکاکهای بازار کار به نفع اعضا)، تخصیص عادلانهتر تقاضای دولت میان هنرمندان (به نفع شاغلان در بازار همگانی) و برگزاری مستمر اکسپوهای تخصصی میتوانند به بهبود وضعیت بازار کار هنرمندان کمک کنند.