رابطه بین تفکر استراتژیک مدیران و عوامل جمعیتشناختی با کیفیت محصولات
نویسندگان
1 استادیار، گروه مدیریت، دانشکده مدیریت دانشگاه آزاد اسلامی واحد کرمان، کرمان، ایران
2 دانشجوی دکتری، دانشکده مدیریت، پردیس دانشگاه یزد، یزد، ایران
doi
چکیده
امروزه در فضای تجارت و کسبوکار، تغییرات پیچیده و غیر خطی و تحولات ناپیوسته پیشبینی آینده را تا حد بسیار زیادی نا ممکن ساخته است و سازمانها را وادار کرده است که خود را با امواج خروشان تغییر منطبق سازند. در این عصر بیثبات، تفکر استراتژیک میتواند راهی برای حفظ بقا و ادامه حیات سازمان باشد. تفکر استراتژیک، یک فعالیت مشخص و معین است که هدف آن، کشف استراتژیهای خلاق و بدیع بوده است که میتوان به وسیله آن قواعد بازی را تغییر داد و آیندهای متفاوت و ایدهآل ایجاد کرد. در این پژوهش رابطه تفکر استراتژیک مدیران و کیفیت محصولات مورد بررسی قرار میگیرد. جامعه آماری این پژوهش را 57 نفر از مدیران واحدهای تولیدی شهرک صنعتی تشکیل میدهند. تعداد نمونه مورد پژوهش با استفاده از فرمول کوکران[1] و با احتساب ضریب اطمینان 95 درصد،50 نفر انتخاب شد. در قسمت تجزیه و تحلیل آماری با استفاده از نرمافزار SPSSو به کمک آزمون پیرسون[2] نتایج به دست آمده نشان داد که تفکر استراتژیک، تفکر سیستمی تفکر در زمان، خلاقیت و تمرکز بر هدف رابطه مثبت و معناداری با کیفیت محصولات دارند. اما فرصتطلبی رابطهای با کیفیت محصولات ندارد. [1]. Cochran Formula [2]. Pearson