کارآمدی دانش ریشه‌شناسی در تبیین غرض دانش وجوه و نظائر (مطالعه موردی واژگان حق و قسط)

نویسندگان

1 استادیار گروه الهیات دانشگاه فرهنگیان، تهران

2 استادیار گروه الهیات دانشگاه فرهنگیان، تهران

3 استادیار گروه معارف اسلامی، دانشگاه فرهنگیان، تهران

doi
10.30512/kq.2020.13573.2641
چکیده

دانش وجوه و نظائر، یکی از کهن­ترین دانش­های تفسیری است. پژوهشگران در تبیین غرض و فایده این علم و نیز، در ارائه تعریفی جامع و مانع از آن، اختلاف نظر جدّی دارند. در کتب وجوه و نظائر، روشن نیست که واژگان دقیقاً بر چه مبنایی انتخاب شده­ و نحوه ارتباط وجوه معنایی ذکر شده در این کتب، به چه شکل قابل ترسیم است. وجوه معنایی در این کتب، دچار آمیختگی مفاهیم و مصادیق است. در این پژوهش با روش مطالعه تطبیقی و ریشه شناسی، تلاش شده است تا دغدغه واضعان این علم، با توجه به اهمیت و جایگاه معنای محوری، در فهم مفردات قرآن کریم تبیین گردد. معنای محوری معنایی است که در مشتقات مختلف یک واژه و در مراحل مختلف حیات واژگان، به عنوان یک رابط اشتقاقی می­تواند معانی مختلف واژگان را ذیل یک معنا جمع کند. این مسأله به صورت عملی در دو ریشه «حقّ» با کاربردهای بسیار متنوع با معنای محوری «وجود» و ریشه «قسط» در کاربردهای معنایی متضاد، با معنای محوری «تصلّب» تبیین گردید.