آیا خدا در اخلاق نقشی دارد؟ نقدی بر ریچارد سوئینبرن
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری فلسفۀ دین، دانشگاه تربیت مدرس، تهران، ایران .
doi
10.22096/ek.2026.2083765.1617چکیده
سوئینبرن در بحث از ربط و نسبت اخلاق با دین (خدا) میکوشد موضع میانهای اتخاذ کند. او پس از توضیحاتی دربارهٔ دیدگاهش در خصوص سرشت احکام اخلاقی، معتقد است واقعیات اخلاقی به دو قسم ضروری و ممکن تقسیم میشوند. خدا در واقعیات ضروری اخلاق نقشی ندارد، اما در واقعیات ممکن اخلاق نقشآفرین است. همچنین به نظر میرسد او دو نقش دیگر نیز برای خدا در اخلاق قائل است: تغییر وضعیت برخی از احکام اخلاقی، و نقشآفرینی در فهم واقعیات ضروری اخلاق. در این مقاله نشان میدهم سوئینبرن در باز کردن پای خدا در اخلاق ناکام است و هر سه نقشی که برای خدا در اخلاق ذکر میکند نادرست است. اگر مقدمات او درست باشد، نتیجه این خواهد بود که خدا در زندگی خداباوران نقشآفرین است، اما نشان نمیدهد خدا در اخلاق نقشی جدی و خاص ایفا میکند. در پایان، نشان میدهم دیدگاه سوئینبرن در باب نقش خدا در اخلاق، حتی اگر درست باشد، نه در زندگی خداباوران تأثیری دارد و نه در زندگی خداناباوران.