بررسی انتقادی معنی وجود از منظر ملارجبعلی تبریزی، فیلسوف مکتب اصفهان
نویسندگان
1 استادیار گروه فقه و حقوق اسلامی، واحد اسلامشهر، دانشگاه آزاد اسلامی، اسلامشهر، ایران.
doi
10.22096/ek.2026.2064676.1595چکیده
ملارجبعلی تبریزی فیلسوف عصر صفوی اصفهان و معاصر با صدرالمتألهین در رأس جریانی قرار داشت که در بسیاری از اصول و مبانی با صدرا به مخالفت پرداخت. از مباحث مهمی که مورد اختلاف دو فیلسوف حوزهٔ اصفهان قرار گرفت، مسئلهٔ وجود است. در فلسفهٔ صدرا وجود از جایگاه بلندی برخوردار است. اصالت وجود، وحدت وجود و تشکیک وجود مباحثی هستند که رنگ خاصی به فلسفهٔ صدرایی بخشیده، اما در اندیشهٔ تبریزی، سرنوشت وجود به گونهای دیگر رقم خورده است. وجود از نظر او معنای وصفی دارد. در نتیجه همچون سایر وصفها محتاج موصوف و امر وابسته و غیرمستقل خواهد بود. چنین نگرشی به وجود با عنایت به جایگاه رفیع مسئله وجود در مباحث فلسفی مسیر فلسفه تبریزی را از فلسفه صدرا متمایز کرد. خلط مفهوم و مصداق، وصفانگاری وجود، عدم دقت لازم در گفتار حکما و عرفا و در روایاتی که مورد استناد تبریزی قرار گرفته است، بخشی از خطاهای راهبردی تبریزی به نظر میرسد. هدف نوشتار حاضر تبیین دیدگاه تبریزی در مسئله وجود و بیان خِلل و ضعف موجود در آن است. روش کار، توصیفی ـ تحلیلی با تکیه بر اسناد کتابخانهای بوده و نتیجهای که حاصل شد، بیانگر این است که دیدگاه تبریزی در تفسیر معانی وجود از استحکام لازم را نداشته است و مستندات ارائهشده توسط او خالی از خِلل و خُلل نیست.