مطالعه تطبیقی الگوی ارتباطی پیامبر و اهل بیت (ع) با مهمترین مدل‌ها در روان‌شناسی اجتماعی

نویسندگان

1 مربی دانشگاه محقق اردبیلی و دانشجوی دکترای دانشگاه تهران

2 استادیار دانشگاه تهران

3 استادیار دانشگاه تهران

doi
10.30512/kq.2020.1857
چکیده

بیشتر روان‌شناسان اجتماعی، انسان را موجودی تک بعدی و مادی می‌دانند. آنها با این پیش فرض، برای تسهیل فرایند اقناع و متقاعد سازی مخاطبان، مدل‌ها و نظریه‌هایی را مطرح کرده‌اند که در قالب دو رویکرد عمده یعنی رویکرد پیام ـ یادگیریو رویکرد شناختی ـ پاسخ بیان شده است. در نقطه مقابل، پیامبر و اهل بیت (ع) با بیان دو بعدی بودن انسان و اصالت بعد فطری او، مدلی را پایه‌ریزی کرده‌اند که نقاط اشتراک و افتراق فراوانی با مدل‌های مطرح در روان‌شناسی اجتماعی دارد. این مقاله با استفاده از روش تحقیق کتابخانه‌ای، مهمترین نقطه افتراق دو دیدگاه را در توجّه  پیامبر و اهل بیت (ع) به پرورش و رشد نگرش‌های بعد فطری مخاطبان می‌داند و مهمترین نقطه اشتراک را در توجّه دو دیدگاه، به عناصر اصلی اقناع (ویژگی‌های گوینده و پیام و شنونده) و همچنین، توجّه به شیوه‌های اقناع و متقاعدسازی مخاطبان می‌داند. اگرچه در این نقطه اشتراک نیز، دو دیدگاه با یکدیگر تفاوت‌های زیادی دارند.